تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣

فصل اول در تحقيق اسم چين و اشتقاق آن

بدانكه اين مملكت عظيم كه انتهاى ربع 2 مسكون است در طرف مشرق ، به اسمهاى مختلفه به اهل فرنگ رسيده . قديم‌ترين نام اين ملك در زمان بطليموس 3 چين 4 بود ، بعد از آن مرقس يونانى 5 خطا 6 مىناميد . اما اسم مشهورترين چين است چنانچه از مردم پرتگال 7 [ نقل است چرا كه جهازها و كشتىها بسيار از مردم پرتگال ] « 1 » بدان طرف رسيدند . و ظن غالب آنست كه اين مملكت همان ملك باشد كه آن را هيافوكوردم « 2 » 8 مىنامند يعنى خورندگان گوشت اسب چرا كه در تمام اين ممالك گوشت اسب خورده مىشود چنان كه در ممالك فرنگ گوشت گاو . و نيز شكّ ندارم كه اين همان ملك باشد كه آن را ملك ابريشمى 9 مىگفتند يا شهر ابريشم زيرا كه در اين ملك آن مقدار ابريشم حاصل مىشود كه نه تنها متوطنين آنجا را از خرد [ و ] « 3 » كلان و ادنى و اعلى كه ابريشم مىپوشند كفايت مىكند بلكه ابريشم بىحد و حساب از آنجا به اطراف دنيا و ممالك ديگر مىبرند . در كتب تواريخ چين مذكور است كه صنعت و عمل ابريشم دو هزار و ششصد و سى و شش سال قبل از تولد حضرت عيسى - عليه السلام - در چين متعارف بود . پس چنين معلوم مىشود كه صنعت و هنر ابريشم از چين به ساير بلاد و ديگر ممالك دنيا رسيده باشد . اما عجب آن است كه هيچ يك از اين نام‌ها در ميان ايشان [ 5 ] متعارف نيست .
هامش
( 1 ) . افزوده از ك . ( 2 ) . آوانويس اين كلمه در متن ايتاليايىHyppoagو در متن انگليسىHippophagiاست . ( 3 ) . افزوده از ك .