فرستادند . به حسب اتفاق بندهء بىزبان « 1 » محمد زمان مشهور به فرنگىخوان به جهانآباد رسيد و در پيش پادرى بوزيو « 2 » 1 كه پيشواى پادريان ساكن جهانآباد است كتاب مذكور را ديد و به خاطر رسيد كه آن كتاب را به زبان فارسى ترجمه نمايد و پادرى هم ترغيب نمود . پس ، از واجب الوجود استعانت نموده شروع ترجمه نمود . و اين كتاب مشتمل بر ده فصل است :
فصل اول
در تحقيق اسم چين و اشتقاق آن
فصل دوم
در بيان وسعت و بزرگى چين و وضع آن
فصل سوم
در ذكر آنچه حاصل مىشود در ممالك چين [ 3 ]
فصل چهارم
در بيان صنايع جزئيهء اهل چين
فصل پنجم
در بيان صنايع كلّيّه و علوم و مراتب علماى ايشان
فصل ششم
در بيان عمل و تدبير و ملكدارى اهل چين
فصل هفتم
در ذكر رسوم و آداب اهل چين
فصل هشتم
در بيان شكل و هيأت و كسوت و بعضى ضوابط مردم چين
فصل نهم
در بيان بعضى قواعد افسانهآميز و رسوم لغو و بيهودهء اهل چين
فصل دهم
در بيان مذهب اهل چين و اختلاف آن [ 4 ]
هامش
( 1 ) . ص : بىزيان
( 2 ) . ص ، ك : بورنو .
( ستاره نشاندهنده توضيح يا معنى واژه موردنظر در بخش يادداشتها است )