فَإِذَا النِّدَاءُ مِن قِبَل اللَّه جَل جَلَالُه أَيْن ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُون وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِم مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُم فَاطِمَةُ ع حَتَّى تُدْخِلَهُم الْجَنَّةَ
توضيح قال الفيروزآبادي المدبج المزين و قال الجزري فيه كان له طيلسان مدبج هو الذي زينت أطرافه بالديباج قوله الأذفر أي طيب الريح قوله داخلها عفو الله كناية عن أنها مشمولة بعفو الله و رحمته و تجيء إلى القيامة شفيعة للعباد معها رحمة الله و عفوه لهم و قال الفيروزآبادي زخه دفعه في وهدة و زيد اغتاظ و وثب انتهى و التشفيع قبول الشفاعة
ترجمه :
شيخ صدوق در كتاب امالى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت نموده است :
هنگامى كه روز قيامت فرا مىرسد دخترم فاطمه در حالى مىآيد كه بر يكى از ناقههاى بهشتى سوار است و از دو پهلوى آن ناقه حريرهاى بهشتى آويزان ، مهار آن از مرواريد تازه ، پاهايش از زمرّد سبز ، دم آن از مشك ناب ، ديدگانش از درّ و ياقوت سرخ خواهد بود .
قبّهاى از نور بر پشت آن ناقه نصب شده كه اندرون آن از بيرون آشكار ، ميان آن حاوى عفو پروردگار و بيرون آن رحمت خداوند رحيم است .
فاطمه تاجى از نور بر سر دارد كه داراى هفتاد پايه باشد ، هر پايهاى از آن به وسيلهء مرواريدى مرصّع و نظير ستارهاى درخشان خواهد بود .
در طرف راست و چپ فاطمه هر كدام هفت هزار ملك خواهد بود .
جبرئيل كه در آن هنگام مهار ناقهء فاطمه را گرفته است با صداى بلند خواهد گفت :
چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر حضرت محمّد عبور نمايد .
در آن روز هيچ پيغمبر و رسول و صديق و شهيدى نيست مگر اينكه ديدگان خويشتن را مىبندد تا اينكه زهرا از صحراى محشر عبور نمايد .
هنگامى كه آن بانو به زير عرش پروردگار مىرسد ، از آن ناقه فرود مىآيد و مىگويد :
اى پروردگار ! بين من و آن افرادى كه در حق من ظلم نمودند و فرزندان مرا شهيد كردهاند قضاوت كن .
آنگاه از طرف خداوند رئوف ندا مىرسد : اى حبيبه و فرزند رسول من از من بخواه تا عطا نمايم ، شفاعت كن تا من بپذيرم . به عزت و جلال خودم كه امروز ظلم و ستم هيچ ستمگرى از نظر من محو نخواهد شد .