فالأولى أن يؤول بما ذكرنا سابقا من عدم كشف بدنها للتنظيف فلا تنافي للأخبار الكثيرة الدالة على أن عليا ع غسلها و يؤيد ما ذكرنا من التأويل ما مر في رواية ورقة فلا تغفل
ترجمه :
و در كتاب كشف الغمه روايت شده است :
امام باقر عليه السّلام كيسهاى آورد و نامهاى از ميان آن درآورد كه وصيّت حضرت فاطمه بدين شرح در آن نوشته شده بود :
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، اين وصيّت نامهء فاطمه دختر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىباشد . فاطمه وصيّت كرده كه بستانهاى هفتگانهاش براى على بن ابى طالب باشد . چنانچه على از دنيا رفت مال حسن بن على و اگر حسن از دنيا رحلت نمايد مال حسين باشد و اگر حسين از دنيا رفت مال بزرگترين فرزندانم باشد .
مقداد بن اسود و زبير بن عوام شهود اين وصيّت نامه و على بن ابى طالب آن را نوشته است .
گفته شده : فاطمه عليها السّلام پس از اينكه براى نماز وضو گرفت به اسماء بنت عميس فرمود :
آن عطرى را كه من استعمال مىكنم بياور و آن لباسهايى را كه با آنها نماز مىخوانم حاضر كن ! آنگاه سر مبارك خود را به زمين گذاشت و به اسماء فرمود : بالاى سر من بنشين ، هنگامى كه وقت نماز فرا رسيد مرا صدا كن ، اگر بلند شدم كه هيچ ، و الّا شخصى را به دنبال حضرت على بفرست .
هنگامى كه وقت نماز شد اسماء صدا زد : اى دختر رسول خدا ! وقت نماز است . ناگاه اسماء دريافت كه آن جگر گوشهء پيغمبر اسلام قبض روح شده . وقتى حضرت امير آمد اسماء به آن حضرت گفت : فاطمهء زهرا از دنيا رحلت كرده .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : كى ؟ ! گفت : آن هنگام كه به دنبال تو فرستادم . على عليه السّلام به اسماء دستور داد تا فاطمه را غسل داد و به حسن و حسين عليهما السّلام امر كرد تا آب آوردند . آنگاه جنازهء آن بانو را شبانه به خاك سپرد . و چون به آن حضرت براى اين عمل اعتراض كردند ، فرمود : حضرت زهرا خودش اين طور وصيّت كرده است .
روايت شده : حضرت فاطمه بعد از فوت پدر بزرگوارش مدت چهل روز زنده بود .
به هنگام رحلت به اسماء فرمود : در زمان فوت پدرم جبرئيل كافور بهشتى آورد . پدرم آن را سه قسمت كرد . يك قسمت براى خودش ، يك قسمت براى على و يك قسمت هم براى