على گفت : پدرم و مادرم به فدايت اى رسول خدا ! تو خودت مرا از عمويت ابو طالب و فاطمه بنت اسد گرفتى ، من كودكى بودم تو مرا با خويشتن هم غذا كردى ، تو نسبت به من از لحاظ نيكويى و شفقت از پدرم ابو طالب و مادرم فاطمه بنت اسد افضل و برترى ، خداى رئوف مرا به وسيلهء تو و در دست تو هدايت نمود ، خداوند مرا از آن سرگردانيها و حيرتى كه پدران و عموهايم به آن دچار بودند نجات داد . يا رسول اللَّه تو در دنيا و آخرت براى من ذخيره و پناهگاه هستى . يا رسول اللَّه من دوست دارم با اين همه رعايتى كه نسبت به من فرمودهاى خانه و همسرى داشته باشم كه با او انس بگيرم . يا رسول اللَّه ! من نزد تو آمدهام تا تقاضا نمايم كه دخترت فاطمه را براى من تزويج فرمايى ، آيا اين تقاضا را مىپذيرى ؟
ام سلمه مىگويد : ديدم صورت مبارك پيامبر خدا از شدت فرج و خوشحالى مىدرخشيد .
آنگاه به حضرت على فرمود : آيا تو چيزى دارى كه من فاطمه را به تو بدهم ؟
على عليه السّلام گفت : پدر و مادرم به فدايت ! اوضاع زندگى من از تو مخفى نيست . من فقط يك شمشير و يك زره و يك شتر دارم كه با آن آب مىكشم . من غير از اينها چيزى ندارم .
رسول خدا فرمود : على جان ! تو از شمشيرت مستغنى نيستى ، زيرا مىخواهى با آن در راه خداوند جهاد كنى و با دشمنان او بجنگى ، شتر خود را براى اينكه آب از براى درختان خرما و خانهات بكشى و بار سفر را به پشت آن بگذارى لازم دارى . آرى من فاطمه را با همان زرهاى كه دارى به همسرى تو در مىآورم .
اى على ! ميل دارى كه به تو مژدهاى دهم ؟ گفتم : آرى ، پدر و مادرم به فداى تو ! تو هميشه در گفتار خود با بركت و هدايتكننده بودهاى ، درود خداوند بر تو باد .
پيامبر فرمود : اى ابو الحسن ! قبل از اينكه من فاطمه را در زمين به همسرى تو درآورم خداوند وى را در آسمان براى تو تزويج كرده است . قبل از اينكه تو نزدم بيايى در بارهء همين موضوع ملكى نزد من آمد كه داراى چندين صورت و چندين پر و بال بود و من در ميان ملائكه نظير او را نديده بودم . او به من درود و سلام فرستاد و گفت : رحمت و بركات خداوند بر تو باد ! سپس گفت : مژده باد تو را به يگانگى و پاكيزگى نسل . گفتم : اين چه بشارتى است ؟ گفت : نام من سيطائيل است ، من موكل يكى از قائمههاى عرش مىباشم ، از خداوند خواهش كردم به من اجازه دهد كه به تو مژده دهم ، اين جبرئيل است كه به دنبال من مىآيد و
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 520
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٢٠