تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
از جابر بن عبد اللَّه انصارى در حديث محمود ، و ابو يعلى عطّار ، و ابو المؤيد خطيب خوارزمى مثل خبر فوق را روايت كرده‌اند . ابو بكر ابن مردويهء اصفهانى در فضائل امير المؤمنين به سندش از انس بن مالك ، و از كتاب ابو القاسم سليمان طبرى به سندش از شعبه ، از عمرو بن مرّه ، از ابراهيم ، از مسروق ، از ابن مسعود ، هر دو از پيامبر روايت كرده‌اند كه فرمود : همانا خداوند متعال فرمان داده است تا فاطمه را به ازدواج على در آورم . و در كتاب ابن مردويه آمده : ابن سيرين گفت : عبيده گفت : عمر بن خطاب على عليه السّلام را ياد كرد و گفت : او داماد رسول خداست كه جبرئيل در بارهء او به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : همانا خداوند به تو دستور داده كه فاطمه را به ازدواج على درآورى . و ابن شاهين مروزى به سندش از ابو ايّوب انصارى از پيامبر گفته : خداوند به من فرمان داد تا تو را به ازدواج على در آورم . و ضحّاك از پيامبر نقل كرده كه به فاطمه عليها السّلام گفت : همانا على بن ابى طالب عليه السّلام از كسانى است كه مراتب قرابت و فضل او را در اسلام مىشناسى ، و من از خدا خواسته‌ام كه تو را به بهترين خلقش تزويج كند و على در بارهء ازدواج ، تو سخن گفته است ، نظر تو چيست ؟ فاطمه سكوت كرد ، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خارج شد و گفت : اللَّه اكبر ، سكوت او اقرار اوست به رضايت . و ابن مردويه روايت كرده است كه پيامبر به على گفت : او را براى خودت عقد كن و خطبه بخوان ، پس على عليه السّلام گفت : « حمد و سپاس از آن خداوندى است كه به خود نزديك مىكند حمدكنندگانش را ، و برمىآورد حاجتهاى حاجتمندان درگاهش را ، و وعده كرد بهشت را براى كسانى كه تقوا پيشه كردند ، و وعدهء عذاب با آتش داد به كسانى كه او را معصيت مىكنند ، حمد و سپاس مىگوييم بر احسان ديرينه‌اش ، حمد گفتن كسى كه مىداند خدا خالق و پرورش دهنده و ميراننده و زنده‌كنندهء او ، و نگهدارندهء او از بدىهاست و يارى مىجوييم از او و طلب هدايت مىكنيم ، و به او ايمان داريم و به او توكل مىكنيم ، و شهادت مىدهيم كه معبودى غير از خداى يگانه نيست ، واحد است و شريكى ندارد ، شهادتى كه او را راضى مىكند ، و