2 - نصب چوبى بين دو ديوار كه روى آن لباس پهن مىكردند - رخت آويز افقى 3 - پهن كردن زيرانداز 4 - قرار دادن يك پشتى در اتاق . ابو بكر ابن مردويهء اصفهانى در حديثش در بارهء ازدواج فاطمه عليها السّلام گفته است : على عليه السّلام بيست و نه شب صبر كرد تا اينكه جعفر و عقيل به او گفتند : از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بخواه تا همسرت را به تو تحويل دهد ، و ام ايمن از اين موضوع آگاه شد و گفت : اين كارها به زنان مربوط مىشود . و اين مطلب را با ام سلمه در ميان نهاد ، و از پيامبر درخواست كردند و پيامبر پذيرفت و صحابه با هداياى خود در جشن عروسى آن دو شركت كردند و از وليمهء عروسى كه به دستور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فراهم آمده بود ، استفاده كردند و نقل كردهاند كه در آن روز 4000 نفر از آن طعام خوردند و براى زنان خود نيز بردند در حالى كه چيزى از آن غذا كم نشد و همچنان باقى ماند با وجود اينكه سه روز از آن تناول مىكردند . « 1 » و روايت شده كه در آن شب - شب عروسى - جبرئيل لباسى براى فاطمه آورد كه از كثرت زيبايى نمىشد قيمتگذارى كرد ، به طورى كه همسران پيامبر از مشاهدهء آن حيرت كرده بودند و مىپرسيدند كه اين لباس از كجاست و او جواب مىداد : از طرف خدا . در تاريخ خطيب بغدادى ، و كتاب ابن مردويهء اصفهانى و ابن مؤذن نيشابورى و ابن شيرويهء ديلمى ، به اسنادشان از على بن جعد ، از ابن بسطام ، از شعبة بن حجّاج ، و از علوان ، از شعبه ، از ابو حمزهء ضبعى ، از ابن عبّاس و جابر بن عبد اللَّه روايت كردهاند كه در عروسى فاطمه پيامبر در مقابل او ، جبرئيل در سمت راست و ميكائيل در سمت چپ و هفتاد هزار ملك در پشت سر فاطمه حركت مىكردند و تسبيح و تقديس خداوند مىگفتند تا آنكه صبح شد . در كتاب مولد فاطمه تأليف شيخ صدوق در خبرى آمده : پيامبر به دختران عبد المطّلب و زنان مهاجرين و انصار دستور داد تا همراه فاطمه باشند و شادى كنند و رجز بخوانند و تكبير و تحميد خداوند را بگويند ، و چيزى كه رضاى خدا در آن نباشد بر زبان نياورند . جابر مىگويد : فاطمه را بر ناقهاى سوار كردند - و در روايتى آمده او را بر شهباء اسب رسول خدا
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 479
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٧٩
هامش
( 1 ) اين قسمت روايت را پيش از اين ترجمه كردهام . مترجم .