هنگامى كه خداوند اراده نمود تا تو را به ازدواج على درآورد ، فرمان داد تا جبرئيل در آسمان چهارم ملائكه را در صفهايى منظم كند و براى آنها سخنرانى كند و سپس تو را به ازدواج على درآورد . سپس خداوند فرمان داد تا درختان بهشت ثمرههاى خود را به پاى ملائك بريزند ، پس هر كه در اين روز بيشتر از ساير ملائك از اين نثار خداوندى برمىگرفت بر ديگرى افتخار مىكند تا روز قيامت .
ام سلمه مىگويد : فاطمه عليها السّلام همواره بر ساير زنان برترى مىجست و فخر مىفروخت ، براى اينكه او كسى بود كه جبرئيل خطبهء عقدش را خوانده بود .
و مشهور است در صحاح اهل سنّت به سندهاى مختلف ، از امام على عليه السّلام و ابن عبّاس ، و ابن مسعود و جابر و انس و براء بن عازب و ام سلمه ، به الفاظ مختلف و معنى واحد به اينكه :
ابو بكر و عمر از فاطمه خواستگارى كردند پيامبر فرمود : او هنوز كوچك است .
ابن بطه در ابانة روايت كرده كه عبد الرحمن نيز از فاطمه خواستگارى كرد و در روايتى آمده است كه مهر سنگينى هم پيشنهاد كرد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم غضب كرد و مقدار زيادى جواهرات گران قيمت را به معجزهاى در مقابل او نهاد و با اين بيان در واقع به او گفت كه « ما را به پول و جواهرات نيازى نيست » .
ولى هنگامى كه على عليه السّلام براى خواستگارى آمد ، به پيامبر عرضه داشت : اى رسول خدا ! شنيدهام كه فرموديد : هر سبب و نسبى در روز قيامت منقطع خواهد بود جز سبب من . پيامبر فرمود : امّا سبب كه از جانب خداوند است ، و امّا نسب نيز چيزى است كه خداوند اسباب آن را فراهم مىكند . و سپس چهرهء پيامبر فروزان شد و بشّاش شد و گفت :
آيا تصميم دارى كه با فاطمه ازدواج كنى ؟ على گفت : حال من بر شما مخفى نيست و مىدانيد كه فقط يك اسب ، الاغ ، شمشير و زره دارم . پيامبر فرمود : زره را به فروش .
و روايت شده كه سلمان نزد على عليه السّلام آمد و گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تو را احضار كرده .
سپس هنگامى كه على عليه السّلام داخل شد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : مژده باد اى على كه خداوند متعال فاطمه را در آسمان به تو تزويج نموده قبل از آنكه در زمين چنين ازدواجى رخ داده باشد و فرشتهاى نزد من آمده و گفت : بشارت باد بر تو اى محمّد به اجتماع و يگانگى آنها و طهارت و پاكى نسلشان ، گفتم : نام تو چيست ؟ گفت : نسطائيل و يكى از موكّلان عرش هستم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 463
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٣