تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣

ترجمه

: در كتاب امالى شيخ صدوق ، از مفضّل بن عمر نقل شده است كه گفت : به امام صادق عليه السّلام گفتم : ولادت حضرت فاطمه عليها السّلام چگونه بوده است ؟ امام فرمود : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با خديجه عليها السّلام ازدواج كرد ، زنان مكه از خديجه كناره‌گيرى نمودند و نزد وى نمىرفتند ، به او سلام نمىكردند ، و به هيچ زنى اجازه نمىدادند كه با او معاشرت و تماس داشته باشد . اين برخورد زنان سبب ناراحتى و اندوه خديجه شد ، البته غم و اندوه وى بيشتر براى پيامبر اسلام بود كه مبادا آسيبى متوجّه وى گردد . وقتى خديجه به حضرت فاطمه حامله شد ، فاطمه در رحم مادر همدم او بود و با مادرش سخن مىگفت ، و وى را به صبر توصيه مىنمود ، خديجه اين موضوع را از رسول خدا مخفى مىداشت تا اينكه يك روز پيامبر نزد خديجه آمد و شنيد كه او با كسى سخن مىگويد ، پس به او گفت : اى خديجه ! با چه كسى سخن مىگويى ؟ خديجه گفت : با اين بچه‌اى كه در رحم دارم ، او با من سخن مىگويد و مونس ساعات تنهايى من است . رسول خدا فرمود : اى خديجه ! جبرئيل مرا بشارت داده كه او دختر است ، و گفته كه او منشأ نسلى پاك و مبارك است و خداوند تبارك و تعالى مقدّر نموده كه نسل من از طريق او برقرار و پايدار بماند ، و مقرّر فرموده كه فرزندان او پس از انقطاع وحى امام و خليفهء خدا در
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 33 | العلامة المجلسي / محمد روحانى علي آبادي