بيان قوله لؤلؤ من ياقوت لعل المعنى أنها في صفاء اللؤلؤ و لون الياقوت و لا يبعد أن تكون من زائدة من النساخ أو يكون الظرف متعلقا بقوله مشذرة أي اللؤلؤ مرصعة من الياقوت بالذهب قال الفيروزآبادي الشذر قطع من الذهب تلقط من معدنه بلا إذابة أو خرز يفصل بها النظم أو هو اللؤلؤ الصغار .
قوله قد شعبت الشعب الجمع و التفريق و لعل الأظهر هنا الأول و قال الفيروزآبادي الأريكة كسفينة سرير في حجلة أو كل ما يتكأ عليه من سرير و منصة و فراش أو سرير منجد مزين في قبة أو بيت فإذا لم يكن فيه سرير فهو حجلة و السندس الرقيق من الحرير و الإستبرق الغليظ منه .
قوله و فتق أي جعل بين الزعفران المسك و العنبر أو بين فرشها المبسوطة من الفتق بمعنى الشق و المفرش كمنبر شيء كالشاذكونة
ترجمه :
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمايد :
خداوند متعال به من فرمان داد تا فاطمه را به ازدواج على در آورم ، پس از انجام اين فرمان جبرئيل گفت : همانا خداى تعالى بهشتى از لؤلؤ كه بين هر قصبهء آن با قصبهء ديگر ياقوتى است مرصّع به طلا ، و سقفهاى آن از زبرجد سبز ، و اطاقهاى آن مرواريد ياقوت نشان مىباشد ، بنا نمود .
سپس خداوند متعال غرفههاى آن را از طلا ، نقره ، ياقوت و زبرجد قرار داد ، و در بهشت چشمههايى آفريد كه در همه جاى آن جريان دارند و بر نهرهايى كه از آن چشمهها ايجاد شدهاند قبّههايى كه با زنجيرههاى طلايى آراسته شدهاند ، قرار داد كه در اطراف آنها انواع درختان ميوه روييدهاند ، و بر هر شاخهاى از آن درختان قبّهاى بنا شده ، و بر هر يك از آنها تختى از جواهرات سفيد نهاده شده ، و بر اطراف آنها پردههايى از جنس پشم و ابريشم گسترانيده و زمين آن را با زعفران پوشانيده است . پس آن تختها به وسيلهء مشك و زعفران خوشبو شده و در هر قبّهاى نيز دو درخت است كه به صورت فرش بر زمين آن گستراندهاند و در اطراف بيرونى قبهها آية الكرسى نوشته شده است .
پيامبر گويد : به جبرئيل گفتم : اين بهشت براى چه كسى بنا شده ؟
گفت : براى على و فاطمه ، و اين غير از بهشتهايى است كه خداوند به آنها تحفه نموده