الْوَضَعَةِ لَا تُجِع فَاطِمَةَ قَال فَرَأَيْت الدَّم عَلَى وَجْهِهَا كَمَا كَانَت الصُّفْرَةُ فَقَالَت مَا جُعْت بَعْدَ ذَلِك « 1 »
ترجمه
: عمران بن حصين گويد :
در حضور پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشسته بودم كه حضرت فاطمه عليها السّلام در حالى كه از شدّت گرسنگى رنگ چهرهاش تغيير كرده بود وارد شد . پيامبر به او فرمود : نزديكتر بيا . فاطمه عليها السّلام نزديك آن حضرت رفت ، سپس ايشان دست خود را بلند كرده روى سينهء فاطمه ، در محل قرار گرفتن گردنبند گذاشت ، و فاطمه در اين زمان دخترى كوچك بود . پس پيامبر فرمود : اى خدايى كه گرسنگان را سير مىكنى و فرو دستان را رفعت مىبخشى ، فاطمه را گرسنه مگذار .
عمران گويد : در اين حال ديدم كه خون در صورت فاطمه جريان پيدا كرد و چهرهاش سرخ شد .
عمران گويد : فاطمه عليها السّلام مىفرمود : من بعد از آن هرگز گرسنه نشدم .
[ متن عربى ]
86 / 30 - الخرائج « 2 » رُوِيَ عَن جَابِرِ بْن عَبْدِ اللَّه قَال إِن رَسُول اللَّه ص أَقَام أَيَّاماً وَ
هامش
( 1 ) و مراجعه شود به :
- مقتل الحسين ، ج 1 ص 62 - دلائل النبوّة ، ص 396 - الكنى و الاسماء ، ج 2 ص 122 - مصباح الانوار ، ص 221 ، به نقل از امام باقر عليه السّلام - نظم درر السمطين ، ص 91 - الثغور الباسمة ، ص 45 - مجمع الزوائد ، ج 9 ص 203 - المعجم الاوسط : طبرانى ، به نقل مجمع الزوائد - عوالم العلوم ، ج 11 ص 113 و 114 - بحار الانوار ، ج 88 ص 360 ضمن شمارهء 20 - مكارم الاخلاق ، ج 2 ص 129 شمارهء 2336 - بحار الانوار ، ج 43 ص 77 شمارهء 64
( 2 ) الخرائج و الجرائح ، ج 2 ص 528 شمارهء 3 .