از آن نورى به وجود آمد ، سپس سخن ديگرى گفت كه از آن نورى ديگر پديد آمد ، آنگاه آنها را با يك ديگر ممزوج نمود ، و من و على را از آن به وجود آورد ، و نور عرش را از نور من خلق كرد ؛ بنا بر اين ، من از عرش برترم ، و نور آسمانها را از نور على خلق كرد پس على نيز از آسمانها برتر است ؛ و نور آفتاب را از نور حسن و نور ماه را از نور حسين آفريد ، پس آنان از آفتاب و ماه برترند . ملائكه خداى سبحان را تسبيح مىكنند و مىگويند : پاك و منزّه است خدا كه اين نورها در نزد او گرامى هستند .
هنگامى كه خداوند اراده نمود تا ملائك را مورد آزمايش قرار دهد ابرى تاريك بر ايشان فرستاد طورى كه نتوانند يك ديگر را ببينند ، در اين حال ملائكه گفتند : پروردگارا ! از آن روزى كه ما را آفريده بودى هرگز چنين چيزى را نديده بوديم ، تو را به حق اين نورها سوگند مىدهيم كه اين تاريكى و ظلمت را از ما دور نمايى ؟ و در اين حال خداى متعال نور فاطمه را آفريد و آن را مانند قنديل بر كنار عرش آويخت و از آن نور آسمانها و زمينهاى هفتگانه را خلق كرد ، و به اين جهت فاطمه را زهرا ناميدهاند .
ملائكه خدا را تسبيح و تقديس مىكردند ، پس خداوند به ايشان فرمود : به عزّت و جلالم ، ثواب تسبيح و تقديس شما را براى اينان - يعنى فاطمه ، پدر ، شوهر و فرزندانش قرار خواهم داد .
سلمان مىگويد : عبّاس برخاسته خارج شد و در اين حال با على بن ابى طالب مواجه گرديد ، پس على را در آغوش گرفت و ميان دو چشم وى را بوسيد و به او گفت : پدرم به فداى اهل بيت مصطفى باد ، چقدر شما در نزد خداى تعالى عزيز و گرامى هستيد !
[ متن عربى ]
53 / 17 - تفسير فرات بن إبراهيم « 1 » مُوسَى بْن عَلِيِّ بْن مُوسَى بْن عَبْدِ الرَّحْمَن الْمُحَارِبِيُّ مُعَنْعَناً عَن أَبِي عَبْدِ اللَّه جَعْفَرِ بْن مُحَمَّدِ بْن عَلِيٍّ ع عَن أَبِيه عَن جَدِّه قَال قَال رَسُول اللَّه ص مَعَاشِرَ النَّاس تَدْرُون لِمَا خُلِقَت فَاطِمَةُ قَالُوا اللَّه وَ رَسُولُه أَعْلَم قَال خُلِقَت فَاطِمَةُ حَوْرَاءَ إِنْسِيَّةً لَا إِنْسِيَّةٌ وَ قَال خُلِقَت مِن عَرَق جَبْرَئِيل وَ مِن زَغَبِه قَالُوا يَا رَسُول اللَّه اسْتَشْكَل ذَلِك
هامش
( 1 ) تفسير فرات ، ص 321 و 322 ح 435 .