همگى پولها را ستاندند ، عمر بن نوح گفت : اين نخستين روزى باشد كه در آن پولى تقسيم مىشود كه از وقتى دنيا بوده ، اين اندازه پخش نشده است . « 1 »
بلاذرى : پيامبر ( ص ) براى حمزة بن نعمان بن هوده عذرى به اندازهى پرتاب تيرش از خاك وادىالقرى سهم تعيين كرد . وى سرور بنىعذره و اولين كس از مردم حجاز بود كه زكات قوم خود را نزد حضرت آورد . « 2 »
ابوالفرج اصفهانى : اولين پاداشى كه به يكى از شاعران هارونالرشيد داده شد ، جايزهاى بود كه به ابوفاقد دادند . هنگامى كه هارون بر تخت نشست ، وى چنين سرود :
المتر ان الشمس كانت مريضة * فلما ولى هارون اشرق نورها
فالبست الدنيا جمالا لوجهه * فهارون واليها و يحيى وزيرها
« آيا نديدى كه خورشيد در بستر بيمارى بود ، اما چون هارون به حكومت رسيد ، پرتو آن به درخشندگى گراييد ؟ و به بركت رخسار وى ، سراسر گيتى را در جامهاى از زيبايى نشاند ؛ چه ؛ اينك هارون فرمانرواى جهان است و يحيى وزير آن » . « 3 »
شيخ صدوق : از اميرالمؤمنين ( ع ) در بارهى نخستين كسى كه سكههاى دينار و درهم را پديد آورد پرسيدند . فرمود : نمرود بن كنعان پس از نوح ( ع ) . از وى در بارهى نخستين كسى كه رفتار قوم لوط را مرتكب شد پرسيدند . فرمود : ابليس ، كه خود را در اختيار نهاد . « 4 »
ابوالفرج اصفهانى : وليد بن يزيد از حماد راويه پرسيد : داستان چه دارى ؟ گفت : هفتصد قصيده از حفظ دارم كه همگى با « بانَت سُعاد » شروع مىشود . گفت : اين هم داستانى است ! آنگاه شراب خواست و كنيزكى با قدحى در دست بيامد و آن را در پياله ريخت و چندان به هم زد كه حبابهاى روى آن را ديدم ، وليد گفت :
هامش
( 1 ) . اين مطلب نيز از لطائف ثعالبى نقل شده كه آن را در نسخهاى كه در دسترس من بود ، نديدم .
( 2 ) . فتوح البلدان 41
( 3 ) . الاغانى 5 / 161
( 4 ) . علل الشرائع 2 / 596 .