شد . قبر اماسحاق كنيز محمد بن موسى نيز در همان مزار است . « 1 »
در روايت است : اولين كسى كه سنت نهاد تا بدعتگران را با مجادله سوى حق فرا خوانند ، على ( ع ) بود . « 2 »
شهرستانى پس از يادكرد اختلافات ميان منافقان صحابه در روزگار رسول خدا ( ص ) گويد : اما آن دودستگى كه در بيمارى و پس از رحلت حضرت در ميان اصحاب رخ داد ، آن گونه كه گفتهاند ، اختلافى برخاسته از اجتهاد با انگيزهى برپا داشتن آيينهاى شريعت و پيگيرى روشهاى دين بود .
اولين كشمكش در بيمارى حضرت ( ص ) آن است كه محمد بن اسماعيل بخارى به سند خود از عبدالله بن عباس باز مىگويد كه چون بيمارى حضرت كه به رحلت وى انجاميد ، سخت شد ، فرمود : « دوات و كاغذى براى من بياوريد ، تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از من هرگز گمراه نشويد » . عمر گفت : « درد بر پيامبر چيره شده است ، كتاب خدا ما را بسنده باشد » . آنگاه هياهوى بسيارى برخاست . سپس پيامبر فرمود : « از نزد من برخيزيد كه درگيرى پيش روى من روا نيست » . ابنعباس گفت : همهى بدبختى از آنجا ناشى شد كه ميان ما و آن نوشتهى رسول خدا ( ص ) جدايى افتاد .
آنگاه در بيان كشمكش دوم از خوددارى در پيوستن به سپاه اسامه و نفرين كسانى ياد مىكند كه از پيوستن به سپاه وى خوددارى كردهاند . « 3 »
با اين سخن ، پس گناه شيعه در لعن آنان كه به سپاه اسامه نپيوستند ، چيست ؟ آنان همچنين در بازداشتن حضرت ( ص ) از نوشتن وصيت مايهى آزردن پيامبر شدند چندان كه به اين سخن پيامبر انجاميد : « از نزد من برخيزيد كه درگيرى پيش روى من روا نيست » . اين در حالى است كه خداوند فرموده است
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ
هامش
( 1 ) . الكشكول 1 / 208
( 2 ) . مناقب آل ابىطالب 2 / 45 ؛ الصراط المستقيم 1 / 219 به نقل از احياءالعلوم غزالى
( 3 ) . الملل و النحل 1 / 20 .