كردند و هر دو پس از رحلت پيامبر ( ص ) كشته شدند .
اولين فتح اسلامى ، پيروزى بر طليحه بود كه آهنگ يورش به مدينه داشت . او بعدها اظهار اسلام كرد و در روزگار عمر به مدينه آمد و يكى از ياران عمَر از او در بارهى آنچه در قرآنِ ادعايى خويش آورده است ، پرسيد و طليحه پاسخ داد ، كه در قرآنش گفته است :
والحمام و اليمام و الصرّاد الصوام * قد صُمن قبلكم باعوام
ليبلغن ملكنا العراق و الشام
« به كبوتران سپيد و سياه سوگند و به ابرهاى بىباران و زمينهاى خشك كه ساليانى پيش از شما لب فرو بستهاند قسم كه پادشاهى ما عراق و شام را در خواهد نورديد . » « 1 »
مسعودى در بارهى مسلم بن عقيل گويد كه وى نخستين كشته از هاشميان است كه پيكرش را آويختند ، و سر او نخستين سر از هاشميان است كه آن را به شام بردند . « 2 »
پس از رسول خدا ( ص ) نخستين ماجرايى كه على ( ع ) پيرامون آن داورى كرد اين بود كه چون فرمانروايى به ابوبكر رسيد ، مردى ميخواره را نزد او آوردند .
ابوبكر پرسيد : آيا تو شراب نوشيدهاى ؟
گفت : آرى .
پرسيد : با اين كه شراب حرام است ، چرا چنين كردى ؟
گفت : من مسلمانم ، ولى خانهام در ميان گروهى است كه ميخوارگى را حلال مىشمارند و شراب مىنوشند . اگر مىدانستم كه حرام است ، چنين نمىكردم .
ابوبكر رو به عمر كرد و پرسيد : در بارهى اين مرد چه مىگويى ؟
عمر گفت : امر دشوارى است كه بايد سراغ ابوالحسن را گرفت .
ابوبكر گفت : اى غلام ، على را نزد ما فرا بخوان .
عمر گفت : داورى را به خانهى على ببريم .
هامش
( 1 ) . الكامل 2 / 337 تا 348
( 2 ) . مروج الذهب 2 / 60 .