جحش بود . « 1 »
شيخ صدوق : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه ما خاندان را دوست بدارد ، خداى متعال را بر نخستين نعمتها سپاس گويد . پرسيدند : نخستين نعمتها چيست ؟ فرمود : ولادتى پاك .
هيچ كس ما را دوست ندارد جز آنكه ولادتش پاكيزه باشد ، و هيچ كس ما را دشمن ندارد ، جز آنكه ولادتش ناپاك باشد . « 2 »
اولين كسى كه گفت : « حمى الوطيس » ( تنور داغ شد ) ، پيامبر ( ص ) بود كه با اشاره به شعلهور شدن زبانههاى جنگ ، در احد چنين فرمود . « 3 »
نخستين رخدادى كه زهرى را به شهرت رساند اين بود كه او در انجمن وليد بن عبدالملك سخن گفت . وليد پرسيد : كدامِ شما مىداند كه در روز كشته شدن حسين بن على ، سنگهاى بيتالمقدس را چه شد ؟ زهرى گفت : به من خبر دادهاند كه هيچ سنگى را برنداشتند ، جز آنكه از زير هر سنگ خونى تازه مىجوشيد . « 4 »
ابناسحاق گويد : رسول خدا ( ص ) از حُنين به نَخلهى يمانيه رفت ، و از آنجا به « قرن » ، و به « مليح » و به « بحرة الرغاء » « 5 » در وادى ليّه . در آنجا مسجدى ساخت و نماز گزارد و قاتلى را قصاص كرد ؛ اين اولين مجازات قصاصى بود كه در روزگار اسلامى صورت پذيرفت . ماجرا اين بود كه مردى از بنىليث يكى از هذيليان را كشته بود . « 6 »
در خبر است : ميثم تمار اولين كسى بود كه او را به چليپا آويختند و بر دهانش لگام زدند . « 7 »
هامش
( 1 ) . اعلام الورى باعلام الهدى 1 / 277
( 2 ) . معانى الاخبار 161
( 3 ) . الكامل 2 / 264
( 4 ) . دلائل النبوة 6 / 471 ؛ امتاع الاسماع 12 / 241
( 5 ) . مكانى خوش آب و هوا در طائف
( 6 ) . السيرة النبوية 2 / 482
( 7 ) . الخرائج و الجرائح 1 / 230 .