نامه نوشت و آنان فرمان او را بردند . « 1 »
ابن ابىالحديد از وهب بن كيسان : اولين كسى كه در نماز پاهاى خويش را رديف كرد و راست ايستاد ، ابنزبير بود و بسيارى از بندگان از او پيروى كردند . « 2 »
همو : چون ابنزبير دشمنى خويش را با هاشميان نمايان كرد و كينهى خود را آشكار ساخت و به سرزنش آنان پرداخت و آنچه در توان داشت با آنان انجام داد و نام رسول خدا ( ص ) را ، نه در خطبهى روز جمعه و نه در ديگر خطبهها ، بر زبان نياورد ، گروهى از همراهان وى او را نكوهيدند و كارش را به فال بد گرفتند و از سرانجام آن بيم بردند .
پس گفت : اگر اين كار را به شكل آشكارا ترك كردهام ، در نهان آن را مىگويم و بلكه بيشتر انجام مىدهم ، ولى ديدم كه هر گاه هاشميان نام وى را مىشنوند بر خود مىبالند و چهرههاشان گلگون مىشود و رگهاى گردنشان نمايان مىگردد . بهخدا ، حتى اگر بتوانم هيچ شادمانى براى آنان فراهم نخواهم آورد ؛ و كوشيدهام تا براى آنان گودالى فراهم آورم و بر ايشان آتش فرو ريزم ، كه من جز گنهكار كفرپيشهى جادوگر را نكشم . خداى آنان را بارور نكند و فرخندگىشان نبخشد . سرايى بد است كه نه آغازى دارند و نه انجامى . بهخدا كه پيامبر خدا هيچ خيرى در ميان آنان ننهاده و رسول همهى راستى ايشان را ربوده و آنان دروغگوترين مردمانند .
آنگاه محمد بن سعد بن ابىوقاص برخاست و گفت : اى امير مؤمنان خداى تو را توفيق دهد ؛ كه من در كار ايشان ، نخستين ياور تو باشم .
سپس عبدالله بن صفوان بن اميه جُمَحى بهپا خاست و چنين سخن گفت : بهخدا كه درست نگفتى ، و راه راست نپيمودى ، آيا از كسان رسول خدا ( ص ) عيب مىگيرى و آنان را مىكشى ، در حالى كه عرب پيرامون تو هستند .
به خدا سوگند اگر به جاى آنان افراد يكى از خاندانهاى ترك مسلمان را مىكشتى ،
هامش
( 1 ) . همان 792
( 2 ) . شرح نهج البلاغه 20 / 109 ؛ تاريخ مدينة دمشق 28 / 170 . اين مطلب در متن عربى از فرق الشيعهى نوبختى نقل شده است . .