عايشه با او در ميان نهاد ، سخنى دراز پيرامون كشتن حجر بود كه معاويه گفت : من و حجر را واگذار تا در پيشگاه خدايمان به ديدار هم رويم . « 1 »
ابنقتيبه گويد : معاويه از عايشه پرسيد : در مسائل ميان خودمان و در برآوردن نيازهاى تو ، من چگونه بودهام ؟ گفت : شايسته . گفت : پس كار ما و ايشان را واگذار تا در پيشگاه خدايمان به ديدار هم برويم . « 2 »
حموى گويد : هنگامى كه از راه كوهستانى « عقاب » سرازير مىشوى و « غوطه » را پيش روى خود مىبينى ، اگر به سمت چپ خود نگاه كنى ، عذراء را خواهى ديد ؛ اولين روستاى پس از كوهستان ، كه حجر در آنجا كشته شد و قبر وى نيز همانجا است . گفتهاند : او بود كه آن سرزمين را فتح كرد . در نزديكى آن سامان ، « راهط » است كه داستان ميان زبيريان و مروانيان در آن رخ داده است .
راعى گويد :
و كم من قتيل يوم عذراء لميكن * لصاحبه فى اول الدهر قاليا
« در نبرد عذراء چه بسيار كسانى كشته شدند كه در آغاز ، آنان را با قاتلانشان هيچ كينهاى نبود » . « 3 »
ابنعنبه : اولين كس از فرزندان جَون كه بر مكه چيره شد ، ابومحمد جعفر امير بود و اين پس از سال سيصد و چهل بود . « 4 »
ابنقتيبه : زيد بن بكر بن قيس عيلان را برادرش معاويه كشت . او نخستين كسى بود كه براى فديهاش شتر دادند . « 5 »
ابنعنبه : حسن بن زيد بن حسن ( ع ) پشتيبان عباسيان در مبارزه با
هامش
( 1 ) . همان 462
( 2 ) . الامامة و السياسة 1 / 206
( 3 ) . معجم البلدان 4 / 91
( 4 ) . عمدةالطالب 163
( 5 ) . المعارف 86 .