تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
شيخ طوسى ، در باره‌ى سلمان : او نخستين فرد از اركان اربعه است . « 1 » ابن‌دُريد : ابوحاتم گويد : در اوايل دوران اسلامى ، گروهى از عجم بيرون آمدند و در سرزمين‌هاى عرب پراكنده شدند ؛ اساوره ( شهسواران ) به بصره رفتند ، احامره ( بنىاحمر : سرخ و سپيد چهرگان ) راهى كوفه شدند ، جرامقه ( منسوب به گرمانيكيا : نام كهن مرعش ) در شام پراكندند و خضارمه ( بزرگان و بخشندگان ) راه جزيره را در پيش گرفتند . « 2 » گويم : فيروزآبادى چنين پنداشته است كه احامره گروهى از عجم هستند كه در بصره سكونت كرده‌اند . « 3 » يعقوبى : پارسيان ، دانشمند آگاه به قوانين دينى را موبد موبدان يعنى دانشمند دانشمندان مىناميدند و اولين كسى كه اين نام بر او نهاده شد ، زرتشت بود . « 4 » همو : يكى از پادشاهان هند ، كيهن بود ، مردى زيرك و اديب كه اسكندر پس از چيرگى بر تمامى خاك هند ، او را به سلطنت بر آن سرزمين گمارد . كيهن در دامان كفر افتاد و اولين كسى بود كه سخن از توهّم زد و گفت طبيعت به توهمات آدمى باز مىگردد ، و هر چه را انسان سودمند پندارد به او سود خواهد رساند ، هر چند در واقع به زيان او باشد . كيهن زهرى كشنده به نام « بيش » « 5 » را مىخورد و از آن‌جا كه تصور مىبرد
هامش
( 1 ) . رجال طوسى 65 ( 2 ) . جمهرة اللغة 1 / 523 ( 3 ) . القاموس المحيط ( ح م ر ) 1 / 379 ( 4 ) . تاريخ اليعقوبى 1 / 177 ( 5 ) . نام بيخى است مهلك و كشنده ، شبيه به ماه پروين . گويند هر دو از يك جا رويند . ( برهان ، از انجمن آرا ) . بيخ گياهى است به‌غايت زهر قاتل ( رشيدى ) . گياهى سمّى و مهلك و شبيه به گياه زنجبيل كه در هندوستان رويد ( ناظم الاطباء ) . گياهى باشد چون زنجبيل در حال خشكى و تازگى در دواها به كار است و دانگى از آن زهر كشنده است . نباتى است مشابه زنجبيل و گاه در آن زهر كشنده رويد و ترياق آن گوشت سمانى و گوشت فارةالبيش است و سمانى مرغى است بيش مىخورد و نمىميرد ( منتهى الارب ) . گياهى است سمّى كه در هند رويد و تازه و خشك است و شبيه زنجبيل است ( از اقرب الموارد ) به هندى « بس » نامند و او بيخى است منبت او چين و كوهى كه هلاهل نامند ، و به همين جهت آن را زهر هلاهل گويند . بنگريد به : لغت‌نامه‌ى فارسى ، على اكبر دهخدا . .