تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
توده‌هايى از يخ بر قلب او نهاده‌اند ، آن زهر در او اثر نمىكند و رطوبت آن مىسوخت . « 1 » نيز گويد : قصىّ اولين كسى بود كه قريش را سربلند كرد و به سبب او بود كه افتخار و بزرگى و ارجمندى و هويت قريش نمايان شد . وى ايشان را كه خانه‌هايى پست و پراكنده و ارجى اندك داشتند گرد آورد و در مكه سكونت بخشيد . او نخستين كس پس از اسماعيل بود كه در مكه به حفر چاه پرداخت و اولين كسى بود كه براى اسب خود اسم گذاشت و چهارپاى خويش را « عقاب سياه » ناميد . « 2 » همو گويد : نضر بن كنانه اولين كسى بود كه او را قرشى خواندند . « 3 » يعقوبى هم‌چنين گويد : هنگامى كه عمرو بن لحى خزاعى رهسپار شام شد گروهى از عمالقه كه در آن سامان مىزيستند ، تنديسى به نام « هبل » به او هديه كردند و او آن را به مكه آورد و در كعبه نهاد و اين نخستين بتى بود كه در كعبه نهاده شد ؛ پس از آن بود كه اساف و نائله را در آن‌جا نهادند . « 4 » و گويد : چون قريش ديدند كه عبدالمطلب ميان اعراب از جايگاهى برخوردار شده است ، خواستار پيمان با يكديگر شدند تا به سربلندى دست يابند . اولين كسانى كه چنين درخواستى كردند فرزندان عبدالدار بودند . « 5 » در روايت است : عبدالمطلب در حالى به سان امتى يگانه برانگيخته مىشود كه از شكوه شاهان و سيماى پيامبران بهره دارد ؛ زيرا نخستين كسى است كه سخن از بداء گفته است . « 6 »
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى 87 ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى 241 ( 3 ) . همان 232 ( 4 ) . همان 254 ( 5 ) . همان 248 ( 6 ) . الكافى 1 / 447 .