دوشان » .
يعقوبى : كنعان پسر حام اولين فرد از فرزندان نوح بود كه به كار فرزندان قابيل پرداخت و به سرگرمى و آوازخوانى و نواختن سرنا و طبل و بربط و چنگ روى آورد و در بازيگرى و پيمودن راه باطل پيرو شيطان شد . « 1 »
قاموس : « مصطَلِق » لقب جذيمة بن سعد بن عمر است كه به دليل خوشصدايى او را چنين ناميدهاند . او نخستين كس از خزاعه بود كه آواز خواند . « 2 »
ابوالفرج اصفهانى : اولين كسى كه سائلان را زائر ناميد ، خالد برمكى بود كه به همين سبب ، بشار وى را ستود .
يكى از كفرگويىهاى بشار ، اين است : ديروز در محفل عروسى بوديم ، نخستين ترانهاى كه آوازخوان سر داد اين بود كه گفت :
هوى صاحبى ريح الشمال اذا جرت * و اشفى لنفسى ان تهب جنوب
و ما ذاك الا انها حين تنتهى * تناهى و فيها من عبيدة طيب
« يار من وزش نسيم شمال را خوش دارد . باد جنوب اما براى جان من درمانبخشتر است ؛ زيرا آنگاه كه فرو نشيند رايحهى خوش عبيده را با خود دارد » .
و به طرب پرداخت و گفت : اين بهتر از رستگارى در روز قيامت است . « 3 »
ابوهلال عسكرى : قوم لوط نخستين كسانى بودند كه تنبور را ساختند .
ابوالفرج اصفهانى : عمرالوادى اولين كس از مردم وادى القرى بود كه به آوازهخوانى پرداخت و در روزگار فرماندارى وليد بن يزيد با او پيوست . او نوايى خوش داشت كه سوگمويههاى او هم شادىافزا بود .
وليد او را « لذتساز من » و « شادىآفرين من » مىناميد . روزى كه وليد كشته شد ، وى
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى 1 / 15
( 2 ) . القاموس المحيط ( صلق ) 1 / 901
( 3 ) . الاغانى 3 / 150 .