در حال آوازخوانى براى او بود . « 1 »
فيروزآبادى : طُوَيس بر وزن زبير ، مخنّثى بود كه طاووس نام داشت و چون صداى خود را زنانه كرد او را طُويس خواندند . او اولين كس در اسلام بود كه به خنياگرى رو آورد .
در مثَل گويند : شومتر از طويس .
او مىگفت : مادرم به سخنچينى ميان انصار مىپرداخت و شبى كه زاده شدم پيامبر ( ص ) درگذشت . « 2 »
ابوالفرج اصفهانى : اسحاق اولين كسى بود كه تقليد صداى زنان را به آوازهخوانى راه داد ؛ كارى كه پيشتر ناشناخته بود . او با مهارت به اين فريب رو آورد ، تا ناهمگنى آواها را از ميان بردارد و آوازش گوشنوازتر شود . « 3 »
همو : نَصبى از آهنگسازان گروه اعشى در همدان است و اولين كسى است كه در آن شهر به آواز پرداخته است . او تنبور مىنواخت و از چيزهايى كه در بارهاش مىگويند اين است كه پنهانى با عبيدالله بن زياد نشست و برخاست داشت و برايش خنياگرى مىكرد . « 4 »
مسعودى : وليد بن يزيد اولين كسى بود كه نوازندگان از سرزمينهاى مختلف به دربار او آمدند و با آوازهخوانان همنشين شد و ميگسارى و سرگرمى و نوازندگى را نمايان كرد و ابنسريج مغنى و مِعبد و غريض و ابنعايشه و ابنمحرز و طويس و دحمان ، همه در روزگار او مىزيستند و در آن عصر ، شهوت نوازندگى بر او و همهى عام و خاص چيرگى داشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . الاغانى 7 / 62
( 2 ) . القاموس المحيط ( طوس ) 1 / 555
( 3 ) . الاغانى 5 / 213
( 4 ) . همان 6 / 334
( 5 ) . مروج الذهب 3 / 213 .