تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
در حال آوازخوانى براى او بود . « 1 » فيروزآبادى : طُوَيس بر وزن زبير ، مخنّثى بود كه طاووس نام داشت و چون صداى خود را زنانه كرد او را طُويس خواندند . او اولين كس در اسلام بود كه به خنياگرى رو آورد . در مثَل گويند : شوم‌تر از طويس . او مىگفت : مادرم به سخن‌چينى ميان انصار مىپرداخت و شبى كه زاده شدم پيامبر ( ص ) درگذشت . « 2 » ابوالفرج اصفهانى : اسحاق اولين كسى بود كه تقليد صداى زنان را به آوازه‌خوانى راه داد ؛ كارى كه پيش‌تر ناشناخته بود . او با مهارت به اين فريب رو آورد ، تا ناهمگنى آواها را از ميان بردارد و آوازش گوش‌نوازتر شود . « 3 » همو : نَصبى از آهنگ‌سازان گروه اعشى در همدان است و اولين كسى است كه در آن شهر به آواز پرداخته است . او تنبور مىنواخت و از چيزهايى كه در باره‌اش مىگويند اين است كه پنهانى با عبيدالله بن زياد نشست و برخاست داشت و برايش خنياگرى مىكرد . « 4 » مسعودى : وليد بن يزيد اولين كسى بود كه نوازندگان از سرزمين‌هاى مختلف به دربار او آمدند و با آوازه‌خوانان همنشين شد و ميگسارى و سرگرمى و نوازندگى را نمايان كرد و ابن‌سريج مغنى و مِعبد و غريض و ابن‌عايشه و ابن‌محرز و طويس و دحمان ، همه در روزگار او مىزيستند و در آن عصر ، شهوت نوازندگى بر او و همه‌ى عام و خاص چيرگى داشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . الاغانى 7 / 62 ( 2 ) . القاموس المحيط ( طوس ) 1 / 555 ( 3 ) . الاغانى 5 / 213 ( 4 ) . همان 6 / 334 ( 5 ) . مروج الذهب 3 / 213 .