ابنهشام : اولين نغمهاى كه در بصره به گوش رسيد ، اين بود :
لعل لها عذر و انت تلوم
« شايد آن زن كه تو او را نكوهش مىكنى ، بهانهاى داشته باشد ! » « 1 »
قتيبى : اولين كسى كه با آهنگ قرائت كرد عبدالله بن ابىبكره بود كه خوانش سوزناك داشت و در قالب هيچ يك از دستگاههاى آوازى يا آهنگهاى كاروانى نمىگنجيد . فرزندش عبدالله بن عمر آن را از وى فرا گرفت . اين همان چيزى است كه قرائت ابنعمر خوانده مىشود . « 2 »
همان : در يكى از روزهاى بهارى ، مردى از مضريان مشغول چراى شتران خويش بود . غلامش را فرمود تا كارى كند و چون وى تنبلى كرد ، او را با چوبدست خويش بزد ، و او رو به شتران خويش آواز سر داد و گفت : يا يداه يا يداه ! او را گفتند : آرام باش ، آرام باش ! و از همان زمان بود كه مردم حُدا را به كار گرفتند . « 3 »
ابليس نخستين كسى بود كه مويه كرد و اولين كسى بود كه آواز خواند و اولين كسى بود كه نغمه سر داد ؛ آنگاه كه آدم از درخت بخورد آواز خواند و چون به زمين هبوط كرد نغمهى شادى سر داد و هنگامى كه در زمين پايبند شد ، مويه كرد و داشتههاى بهشتى را به ياد او آورد . « 4 »
مسعودى : پيدايش حُدا در عرب پيش از موسيقى بود . مضر بن نزار بن معد كه
هامش
( 1 ) . مغنى اللبيب 378
( 2 ) . المعارف 533
( 3 ) . همان 555
( 4 ) . اين مطلب در متن عربى از برقى نقل شده است . اما در متون حديثى ديگر از تفسير عياشى آن را نقل كردهاند . بنگريد به : تفسير العياشى 1 / 276 .