تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
مردمان . و اولين گناهى كه هر بنده‌اى مرتكب آن شود پرخورى و زبان گشودن به چيزهاى نامربوط به او است و همنشينى هوَسمندانه با آفريدگان . « 1 » طبرى : پس از اقرار به يكتاپرستى و بيزارى از بتان و دور افكندن شريك براى خدا ، اولين چيزى كه خداوند واجب كرد نماز بود . « 2 » شيخ صدوق ، از رسول خدا ( ص ) : اولين چيزى از هر بنده‌اى بپرسند ، دوستى ما اهل بيت است . « 3 » در روايتى از رسول خدا ( ص ) است : سامان اين امت به پارسايى و باور است و بىفرجامى آن به زفتى و آرزو . « 4 » ابن‌سعد : اولين جايى كه رسول خدا ( ص ) نماز خوف خواند در ذات‌الرقاع بود ( كوهى با تخته‌سنگىهايى سرخ و سياه و سفيد ) . به پيامبر خبر داده بودند كه بنىنمير و بنىثعلبه در آن‌جا سپاهيانى گرد آورده‌اند . رسول خدا ( ص ) در ماه محرم و درست 47 ماه پس از هجرت ، به سوى آن منطقه رفت و جز شمارى زن كسى را در آن‌جا نيافت . زنان را گرفتند و اعراب به بالاى كوه گريختند . در اين هنگام وقت نماز فرا رسيد و مسلمانان از بيم حمله‌ى ايشان نماز را به صورت نماز خوف ادا كردند . « 5 » علامه حلى : ابن‌عقده گويد : حارث بن ابىرسن اودى اولين كسى است كه تشيع را در بنىاود رواج داد . « 6 » فقيهان گويند : براى كسى كه راهى حج مىشود ، مستحب است كه موى سر و ريش خود را از اول ماه ذىقعده رها كند .
هامش
( 1 ) . الوافى 26 / 150 ( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 2 / 307 ( 3 ) . عيون اخبار الرضا ( ع ) 1 / 62 ( 4 ) . الخصال 1 / 79 ( 5 ) . الطبقات الكبرى 2 / 47 ( 6 ) . خلاصة الاقوال 123 .