تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
حموى : اولين كسى كه اوزان عروضى را استخراج كرد و به ضبط واژه‌ها پرداخت و سروده‌هاى عرب را قالب‌بندى كرد ، خليل بن احمد بود . « 1 » همو : اولين كسى كه شنيدن حديث را در بصره پايه‌گذارى كرد ، خلف احمر بود كه نزد حمادِ راويه آمد و از او سماع حديث كرد . او در فرادهى ادب خود بسيار زفتى داشت . « 2 » صولى : روايت است اولين كسى كه نوشته‌هاى عبرى و سريانى و ديگر نوشته‌ها را نگاشت ، آدم ( ع ) بود و اولين كسى كه نگارش عربى را پديد آورد ، اسماعيل ( ع ) . « 3 » همو : روايت شده است اولين كسانى كه نوشتن عربى را وضع كردند ، قومى از پيشينيان بودند كه نزد عدنان بن ادّ بن ادد « 4 » آمدند و نامشان ابجد و هوز و حطى و كلمن و سعفص و قرشت بود ؛ بنابراين ، نگارش عربى را بر پايه‌ى نام‌هاى ايشان بنا كردند و چون حرف‌هايى يافتند كه از نام‌هاى ايشان نبود ؛ شش حرف ث ، خ ، ذ ، ض ، ظ و غ را « حروف روادف » « 5 » ناميدند . « 6 »
هامش
( 1 ) . معجم الادباء 3 / 1263 ؛ در متن عربى اين سخن و مورد بعدى ( با افزوده‌اى كه آن را به همين‌جا منتقل كرده‌ام ) ، از مروج الذهب نقل شده است ، ولى همين مطلب در جاى ديگرى از كتاب الاوائل به نقل از ياقوت حموى آمده و من آن را بر همين اساس به كتاب وى ارجاع داده‌ام . ( 2 ) . همان 3 / 1255 ( 3 ) . ادب الكتّاب 28 ( 4 ) . نياى بيستم پيامبر « ص » ( 5 ) . خط نبطى داراى 22 حرف بوده است ، . . . الفباى عربى هم مدت زمانى همين شكل و ترتيب را نگاه داشت ، منتها چون عرب‌ها [ داراى ] پاره‌اى مخرج‌هاى تلفظاتى بودند كه در الفباى نبطى براى آن حروفى وجود نداشت ( مثل حروف پ ، چ ، ژ ، گ براى ما ايرانىها پس از اخذ الفباى عربى ) ناچار شش حرف تازه هم كه آن‌ها را « حروف روادف » مىخوانند بر آخر الفباى نبطى افزودند كه عبارت است از ( ث ، خ ، ذ ، ض ، ظ ، غ ) كه بعدها به صورت « ثخذ » و « ضظغ » در آخر « ابجد هوز » آمد و حتى بعدها در بعضى جاها « لام الف » را نيز به آخر الفبا افزودند و « ضظغ » چنان‌كه مىدانند به صورت « ضظغلا » در آمد . ر . ك : مقاله‌ى « ابجد ، هوز » سيد محمدعلى جمال‌زاده ، مجله‌ى يغما ، آبان 1340 شماره‌ى 160 ، ص 343 ( 6 ) . ادب الكتّاب 29 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 275 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد