يعقوبى در رخدادهاى روزگار معاويه : گروهى از موالى كوفه به سركردگى ابوعلى كه خود وابستهى بنىحارث بن كعب بود ، شورش كردند و اين اولين شورش موالى بود . مغيره مردى از بجيله را سوى آنان فرستاد و در بادوريا رودرروى هم شدند . بجلى فرياد زد : اى گروه عجميان ، اين عربها بر پايهى دين با ما مىجنگند ، شما را چه شده است ؟ ندا در دادند : اى جابر ، ما قرآنى شنيديم كه ما را به استوارى فرا مىخواند ، به آن ايمان آورديم و كسى را شريك خدايمان نگرفتيم و باور كرديم كه خداوند پيامبرش را براى همهى مردم گسيل داشته است ، و او را از كسى دريغ نكرده است . بجلى با آنان جنگيد تا همه را از پا در آورد . « 1 »
نيز در همانجا : منصور عمويش اسماعيل بن على را بر فارس گمارد . مهلهل حرورى در آنجا خروج كرد و او در رأس گروهى با وى درگير شد و او را كشت و سپاهش را شكست داد و چهارصد تن از يارانش را به بند كشيد . برادرش عبدالصمد كه همراه او بود ، گفت : خدا كار امير را به سامان برد ، گردنشان را بزن . اسماعيل گفت : اولين كسى كه نبرد با اهل قبله را دانست ، على بن ابىطالب بود كه اسيرى را نكشت و شكستخوردهاى را تعقيب نكرد و بر مجروحى نتاخت . « 2 »
مقريزى : در غزوهى غابه چنين آواز برداشتند : اى سپاه خدا ، سوار شويد . اين نخستين جايى بود كه چنين آواز دردادند . « 3 »
بلاذرى گويد : سريهى زيد بن حارثه به سوى قرده ، اولين سريهاى بود كه زيد به عنوان فرمانده گروه رهسپار شد . « 4 »
در خبر كوفى : اولين جايى كه ابراهيم ( ع ) جنگيد ، زمانى بود كه روميان لوط را به
هامش
( 1 ) . همان 221
( 2 ) . همان 383
( 3 ) . امتاع الاسماع 8 / 380
( 4 ) . التنبيه و الاشراف 210 .