و بتّ اراعيهم و ما يثبتوننى * و قد وطنت نفسى على القتل و الاسر
« من با جان بهترين كسى را پاس داشتم كه پاى بر زمين هشته و بر گرد بيتالعتيق و حجر گشته است . رسول خدا از نيرنگى كه با او بازند بيم برد و خداى توانا و و الا او را از اين نيرنگ رهانيد . رسول در غار ايمن و آسوده و در پرده و پناه خدا بخفت و من مراقب آنان و كارى بودم كه با من مىكنند و خود را براى كشته شدن و به اسارت رفتن آماده داشتم . » « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص 41 .