كشاند چندان كه مغرب و عشا را نيز با هم برپا داشت و بيعت و مصافحه را سه بار پياپى انجام دادند . « 1 »
ابوسعيد خدرى : در مكه با پيامبر ( ص ) بودم كه عربى بلندقد و تنومند كه ردايى بر دوش داشت و خود را با عبايى قطوانى پوشانده ، و تير و كمانى در دست گرفته بود وارد شد و رو به پيامبر ( ص ) گفت : اى محمد ، على بن ابىطالب در كجاى دل تو جا دارد ؟ پيامبر ( ص ) گريهى شديدى كرد چندان كه گونههايش از اشك تر شد ، صورت بر زمين كشيد و آنگه چون آهويى از بند گريخته ، برخاست و دست در ستون منبر كرد و فرمود : اى مرد عرب ، قسم به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد و زمين را بر عرصهاى از آب گسترانيد تو از من در بارهى سرور سفيد و سياه پرسيدى ، اولين كسى كه روزه گرفت و زكات پرداخت ، صدقه داد و به دو قبله نماز گزارد ، در دو بيعت حضور داشت و دو هجرت كرد و دو پرچم برداشت و در بدر و حنين فتحى نمايان كرد و به اندازهى چشم زدنى خدا را نافرمانى نكرد . چون مرد عرب از پيش پيامبر ( ص ) نهان شد ، حضرت رو به ابوسعيد فرمود : اى مرد جهنى ، آيا دانستى كه چه كسى در بارهى پسرعمويم على از من جويا شد ؟ گفت : خدا و رسولش داناتر باشند . فرمود : به خدا ، جبرئيل بود كه از آسمان به زمين آمده بود تا پيمان على بن ابىطالب ( ع ) را از شما بستاند . « 2 »
ابنجوزى : ابنعباس گويد : نخستين كسى كه براى خشنودى خدا از جان خويش گذشت ، على بن ابىطالب ( ع ) بود . او گويد : اميرالمؤمنين ( ع ) براى من شعرى خواند كه آن را همان شب سروده بود .
وقيت بنفسى خير من وطئ الحصى * و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر
رسول الاله خاف ان يمكروا به * فنجّاه ذوالطول العلى من المكر
و بات رسول الله فى الغار آمنا * موقّى و فى حفظ الاله و فى ستر
هامش
( 1 ) . الغدير فى الكتاب و السنة 1 / 424
( 2 ) . المحاسن 2 / 331 .