تأرث به قهرا و حمّلت عقله * سراة بنىالنجار أرباب فارع
حللت به وترى و ادركت ثورتى * و كنت عن الاسلام اول راجع
« آدمى آنگاه درمان مىيابد كه بر زمينى آسوده خفته باشد و خون نيرنگبازان جامههاى او را رنگين كند . من خشمگنانه انتقام او را گرفتم و ديهاش را هم بر دوش نجاريان نهادم . بدين سان ، خوانخواهى خويش را به جا آوردم و انتقام خود را ستاندم و اولين كسى بودم كه از اسلام بازگشتم . » « 1 »
از امام صادق ( ع ) است كه فرمود : آغازين دادگسترى آشكاراى حضرت قائم ( عج ) اين است كه سخنگويش ندا در دهد كسانى كه عملشان از روى استحباب است ، حجرالاسود و طواف خانهى خدا را به كسانى واگذارند كه عمل واجب دارند . « 2 »
كنجى شافعى : هنگامى كه با على ( ع ) بيعت شد ، عبدالرحمان بن جبل جمحى گفت :
لعمرى لقد بايعتم ذا حفيظة * على الدين معروف العفاف موفقا
على وصى المصطفى و ابن عمه * و اول من صلى لذى العرش و اتقى
« به جانم سوگند ، شما با كسى بيعت كرديد كه دينش را پاس مىدارد ، به پاكدامنى شناخته است و همواره كامياب است . . . على جانشين مصطفى و پسرعموى او و اولين كسى است كه براى آن صاحب عرش نماز گزارد و تقوا پيشه كرد . » « 3 »
شرح ابن ابىالحديد : مرزبانى گويد : چون وليد بن جابر طائى با گروهى نزد معاويه رفت . معاويه او را گفت : تو از اصحاب آن شب هرير بودى ؟ وليد گفت : آرى . گفت : به خدا ، هنوز رجزهاى تو در گوش من است كه به آواز بلند مىخواندى :
شدّوا فداء لكم ام و اب * فانما الامر غدا لمن غلب
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 2 / 263 ؛ فتوح البلدان 46
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه 2 / 525
( 3 ) . كفايةالطالب 110 .