النّحو المستعمل في الكتاب 88 / 2
در آغاز كتاب بايد ياد شود كه كتاب با كدام يك از روشهاى معمول - چهارگانه : قسمت وتحليل وحدّ وبرهان تاليف گشته تا دانشجو شرايط خاصّ هريك را در فهم مطالب بكار گيرد .
النّخاع 115 / 15 « 1 »
جسم سفيدى است كه از دماغ ( - مغز سر ) در قفارات امتداد دارد وآن از جوهر دماغ است .
النّزلة 123 / 14 « 2 »
رجوع شود به « الزّكام »
النّفس 91 / 2 ، 16 « 3 »
نفس كمال جسم طبيعي آلى است زيرا آن صورتي است وصورت هر چيزى كمال وتمام آن چيز است .
النّضج 167 / 1
عبارتست از چيرگى طبيعت بر مادّه بيمارى به نحوى كه تصرّف طبيعت را در مادّه بيمارى ممكن گرداند .
النّفض 167 / 15
بيرون آوردن فضولات از بدن است بوسيلهء معالجه مثل فصد كردن وبه اسهال
هامش
( 1 ) نخاع اعني پشت مازه . هدايه ص 50 واين آن چيزى بود سپيدگى بميان مهرههاى پشت .
( 2 ) نزله از بسيارى مواد بود كه اندر دماغ حاصل شده بود ودماغ دفع كند مرآن را يا از سوى بيني يا سوى حنك يا بيكى ديگر از مجرىها . هدايه 268
( 3 ) فرق ميان قوه ونفس اينست كه نفس در بردارنده قوههاى بسيار است همچون نفس نباتيه كه در بردارنده قوههاى غاذيه وناميه ومولده است . الحدود ص 43