النّبض المنتظم 139 / 15
نبض منتظم آن است كه اختلاف در نبضها ادوارى باشد واز آن تخلّف نكند مانند آنكه سه نبض مساوى باشند ويكى مخالف آنها وبهمين ترتيب منظّما دور بزند .
النّبض المنخفض 136 / 6 « 1 »
ضد نبض شاهق است .
النّبض المنشارى 142 / 4 « 2 »
نبض منشارى نبض سختى است كه در زدن وبلندى اختلاف دارد مانند دندانههاى ارّه ( - منشار ) كه بر چوب وارد مىآيد .
النّبض الموجى 141 / 15 « 3 »
آنست كه در عرض انگشت با نرمى وپرى جاى بسيارى را بگيرد وبلندى زياد ومدافعه ندارد وبلندى آن يكبار پس از يكبار آيد مانند امواجى كه بدنبال ديگرى آيد .
النّبض النمّلى 142 / 2 « 4 »
نبض نملى ( - مورچهاى ) در نهايت كوچكى وپىدرپى بودن است ومانند نبض كودكان نوزاد است وهمچون مورچهاى است كه در تجويف رگ مىجنبد .
هامش
( 1 ) نبض افتاده . رگشناسى ص 23
( 2 ) نبض ارگى . رگشناسى 44 . ومنشارى از بهر آن گويند كه اجزاى رگ اندر بلندى وصلبي ( - سختى ) ونرمى ناهموار باشد . ذخيرة ج 2 ص 74
( 3 ) نبضى باشد نرم وپهن واندر بلندى وافكندگى معتدل واندر حركت أو اندر درازا وپهنا برسان موج باشد . ذخيرة ج 2 ص 74
( 4 ) نبض مورچگى . رگشناسى ص 44