الاستفراغ 167 / 13
استفراغ خروج فضلات ( زيادىها ) است از بدن در غير معالجه مانند رعاف ( خون دماغ ) وخلفه ( اسهال ) وقى كردن وعرق كردن .
اسطارس 162 / 10 « 1 »
يرقان را گويند .
الأسطقس 94 / 6 « 1 »
اسطقسّ عبارت است از چيز مفردى كه مركّب از آن پديد مىآيد مانند حروف كه ألفاظ از آنها تركيب مىشود وخشت وگل كه تركيب خانه از آنهاست .
الأسطقسّات الأربعة 94 / 9
اسطقسّهاى چهارگانه عبارتند از : آتش وهوا وآب وخاك زيرا همهء اجسامى كه زير فلك ماه قرار دارند از اين چهار تركيب وتأليف شدهاند همچون حيوان ونبات ومعدن .
اسطيس 124 / 3
يعنى خشونت ونوعي از جرب ( - گرى ) چشم است .
هامش
( 1 ) - فرق ميان « اسطقس » و « عنصر » اينست كه اسطقس داراى صورت است وعنصر داراى صورت نيست . الحدود ص 44 . قسطا بن لوقاى بعلبكى رسالهاى دربارهء اسطقسات عالم نوشته كه در مجموعهء شمارهء 5469 كتابخانهء مركزى تحت عنوان : « كتاب قسطا بن لوقا اليوناني المتطبب في الاسطقسات التي عنها كانت أبدان الناس وهي أركانها وأصولها » وتعريف اسطقس را از كتاب السماء أرسطو چنين مىآورد : « ان الاسطقس هو الذي يكون منه الشئ كونا أوليا » ص 43