34 - ف
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ .
.
- لقمان ، آيهء 28 .
35 -
كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا .
.
- أنبياء ، آيهء 104 .
36 -
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ .
.
- اعراف ، آيهء 28 .
37 -
سُنَّةَ اللَّهِ
. . .
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا .
.
- احزاب ، آيهء 63 .
38 - إنّ روح القدس نفث في روعى أحبب ما أحببت فإنّك مفارقه و اعمل ما شئت فإنّك تجزى به وعش ما شئت فإنّك ميّت .
39 - در بعضى نسخهها « نااميد مباش » آمده است ، كه مناسبتر همان است - م .
40 - يعنى : « اى بخشنده ترين بخشندگان ، اى بخشنده ، اى مهربان ، اى بردبار ، اى بزرگ ، اى بخشاينده ، من گنهكارى هستم كه بر گناهكاريم پافشارى داشتم ، من آن گستاخى هستم كه باز نمىايستاد ، من آن سركشى هستم كه شرم نمىكرد ، اين جاى كه من ايستادهام ، جاى يك بندهء زار ، بيچاره ، درمانده ، تهىدست ، ناتوان ، ناچيز ، به هلاكت رسيدهء غرقشدهاى است ! پس در كمك و گشايش من تعجيل كن ! و آثار رحمتت را به من بنمايان ! و آرامش عفو و بخششت را به كام من بچشان ! و نيروى عصمت را نصيب من كن اى بخشندهترين بخشندگان ! » 41 - « منم آن كه هر چه عمرم زياد مىشود ، بر گناهانم افزوده مىشود ، منم آن كه هر گاه قصد ترك گناهى را مىكنم ، شهوتم گناه ديگرى را به من عرضه مىكند ! واى بر من ، خطايى كهنه نشده ، خطاكار در پى خطاى ديگرى است ! واى بر من اگر آتش دوزخ جا و مأواى من باشد ! واى بر من اگر گرزها براى سر من آماده باشد . » 42 - « پروردگارا به عزت و جلالت سوگند كه من از معصيت قصد مخالفت با تو را نداشتم ، و آنگاه كه معصيت مىكردم به قصد نافرمانى از تو نبودم ، من از مقام تو ناآگاه بودم ! و من به قصد سبك شمردن نگاه تو نبودم ، بلكه نفس امارهام گمراهم كرد ، و پرده پوشى آسايش بخش تو مرا مغرور ساخت ، پس به علت نادانى خود ، گناه كردم و به كردارم مخالفت تو را كردم ، اكنون چه كسى مرا از عذاب تو نجات مىدهد ؟ و يا به ريسمان چه كسى - اگر ريسمانت را از من بگسلى - چنگ بزنم ؟ واى بر حال من از فردايى كه در پيشگاه تو بايستم آنگاه كه به سبكباران بگويند : بگذريد ! و به سنگين باران بگويند :
فرو ريزيد ! نمىدانم آيا با سبكباران مىگذرم ، يا با سنگين باران فرو مىافتم ؟ واى بر من هر چه سنّم زياد ، گناهانم بيشتر ، و هر چه عمرم طولانى نافرمانيم افزونتر ! پس كى توبه مىكنم ؟ و كى برمىگردم ؟
آيا وقت آن نرسيده كه من از پروردگارم شرم كنم ؟ »