فرمان تو باشند ! چگونه ، و حال اينكه چه بسا امر يك محله بلكه كار ادارهء منزل خودت به تو واگذار نيست تا چه رسد به محلّهات ؟ اى نفس ! اگر تو دنيا را به خاطر علاقه به آخرت ترك نمىكنى ، آن هم به دليل نادانى و كوردليت ! پس چرا از دست پستى و فرومايگى دنيا داران ، و بركنارى از رنج فراوان دنيا و از سرعت فنا و زوال آن ، ترك نمىكنى ، مگر تو را چه شده است كه از اندك دنيا هم - با اين كه زيادش از دسترس تو دور مانده است - چشم پوشى نمىكنى ؟ و چه شده تو را كه اگر دنيا به كام تو باشد اين قدر شادمانى ، در صورتى كه جمعى از يهود و مجوس پيش از تو در اين سرزمين بودهاند و بيش از نعمت و زينت دنيا برخوردار بودند ، پس افّ به اين دنيايى كه چنان افراد فرومايهاى قبل از تو آن را در اختيار داشتند ! پس تو چقدر نادان و دون همّتى ؟
و چقدر كم فكرى كه مىخواهى - به جاى اين كه در رديف مقرّبان و صديقين ، و پيامبران در جوار رحمت پروردگار جهان براى هميشه بوده باشى - در درجهء پستى از جمله نادانان ، به هلاكت افتادهء نادان باشى ، آن هم چند روزى اندك ! پس واى بر تو كه دنيا و دين را از دست دادى ! واى بر تو اى نفس ، بشتاب ! هلاكت و مرگ تو نزديك ، و اعلام خطر شد ، بعد از تو چه كسى بجاى تو نماز مىگذارد و روزه مىگيرد ؟ و چه كسى پس از مرگ ، خوشنودى پروردگار جهانيان را از طرف تو فراهم مىآورد ؟
واى بر تو اى نفس ! به جز چند روزى در اختيار ندارى و سرمايهء تو همان است ، اگر بتوانى تجارتى بكنى ، در صورتى كه بيشتر اين سرمايه را تباه ساختهاى ، پس اگر باقيماندهء عمرت را بر آنچه از عمر تباه ساخته اشك بريزى ، حق خودت را ادا نكردهاى ، تا چه رسد كه باقيمانده را نيز تباه سازى و بر گردنفرازيت پافشارى كنى ! اى نفس آيا تو مىدانى كه وعدهگاهت مرگ ، و خانهات ، قبر و خاك بستر تو ، و كرمها مونس تو ، و بزرگترين خطر پيشروى تو است ؟
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٤٧