تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
پس پايبندى به طاعت جز با اعتقاد به محاسبهء نفس امكان پذير نيست ، بنا بر اين بر هر صاحب خردى كه ايمان به خدا و روز جزا دارد ، لازم است كه در حركات و سكناتش از خويشتن خود غافل نباشد ، زيرا هر لحظه‌اى از عمر گوهر گرانبهايى است كه عوض ندارد ، و ممكن است با او گنجى از گنجهايى را خريد كه براى هميشه نعمتهايش پايان نپذيرد ، پس گذراندن اين نفسها بىفايده و يا در راهى كه باعث هلاكت است ، زيانى بزرگ و سهمگين است كه هيچ عاقلى مرتكب آن نمىشود . پس هر گاه بنده‌اى بامدادان از خواب بيدار شود و از فريضهء صبح فارغ شود ، لازم است كه ساعتى دل را براى محاسبهء نفس فارغ دارد ، همان طورى كه يك بازرگان وقتى كه مىخواهد مال التّجاره را به شريك بسپارد مجلس را براى محاسبه خلوت مىكند ، او نيز به نفس بگويد : من سرمايه‌اى جز عمر ندارم ، و هر گاه سرمايه‌ام از دست برود ، خسارت و زيانى متحمّل شده‌ام ، و نوميدى از بازرگانى حتمى است ، اين روز جديد كه خدا به من فرصتى داده و اجلم را به تأخير انداخته و مرا مورد لطف قرار داده است ، در حالى كه اگر مرگ مرا رسانده بود ، آرزو مىكردم كاش يك روز مرا به دنيا باز مىگرداند تا عمل صالحى انجام دهم ، پس گمان كن كه تو مرده بودى ، و بعد تو را باز گردانده‌اند ، پس مواظب باش ، مبادا كه امروز را تباه سازى ! زيرا هر لحظه گوهرى است كه قيمت ندارد ، بدان اى نفس كه هر روز و شبى بيست و چهار ساعت است ، و در خبر است كه هر روز بيست و چهار خزانه پياپى به روى بنده گشوده مىشود ، پس يك خزانه به روى وى گشوده مىشود آن را پر از حسنات عملى مىبيند كه در آن ساعت انجام داده و شاد و مسرور مىشود ، و با ديدن انوارى كه در نزد خداوند بزرگ وسيلهء رستگاريند خوشحال مىشود ، به طورى كه اگر اين خوشحالى را به تمام اهل دوزخ تقسيم كنند ، آنها را از احساس عذاب دوزخ ، غافل گرداند . و خزانهء ديگرى ، تيره و تار گشوده مىشود كه بوى بد آن پراكنده و تاريكيش گسترده است .