از كاستى و كاهش پس از افزايش يابند ، از حواس مختلف و اعضاى متفاوت و از قبيل : بينايى ، شنوايى ، بويايى ، چشايى ، و بساوايى فراهم آمده و به طور طبيعى رو به كاستى و ناتوانى هستند ، آنچه را كه يكى از آنها درك مىكند ، ديگرى درك نمىكند ، و توان آن را ندارد ، اين مجموعه از جلب منافع و دفع زيانهاى خود عاجز است ، و از نظر عقلى وجود يك مجموعه بدون فراهم آورنده ، و دادن صورتى بدون صورتگر محال است ، در نتيجه دانستم كه آفريدگارى دارد كه آن را آفريده و صورتگرى كه آن را صورتگرى كرده است كه از هر جهت غير اوست ؟ خداى متعال فرموده است : « در خودتان مگر نمىبينيد ( 11 ) ؟ » . و مىفرمايد : « به زودى آيات خود را در آفاق و در خودشان ، بر آنان مىنمائيم تا آشكار گردد كه او حق است آيا پروردگارت تو را كافى نيست كه او بر همه چيز گواه است ( 12 ) . » و نيز فرموده است : « آيا در عجايب آسمانها و زمين و آنچه را كه خداوند آفريده است ، نمىنگرند ؟ و در آن كه شايد به حقيقت اجلشان نزديك شده باشد ، پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان خواهند آورد ( 13 ) ؟ » و باز فرموده است : « آن كه هفت آسمان را طبقه طبقه آفريده است ، در آفرينش خداوند بخشنده تفاوتى نمىبينى ، پس چشم را بگردان ، آيا نقصانى مىبينى ؟ سپس دوباره چشم را باز گردان ( 14 ) . » و اين قبيل آيات و سخنان دليل بر آن است كه بايد ، تدبر و تفكّر كرد و با نظر عبرت و دقّت در آثار قدرت حق نگريست ، و اينها چيزهايى است كه براى شناخت بايد از آنها كمك گرفت كه نتيجهاش محبّت و عمل به طاعات و عبادات است ، و بيشتر مردم - به دليل بىتوجهى و دقت نكردن و سرگرمى به شهوات دنيا - درك و فهمشان از آن قاصر است ، پس تدبّر و دقت در ملكوت خدا همان حقيقت ايمان است ، زيرا هيچ ذرّهاى از بالاترين آسمانها تا ژرفاى زمين وجود ندارد ، مگر اينكه داراى نشانههاى شگفت آورى است كه دليل بر قدرت ، حكمت ، جلال و عظمت خدا مىباشد ، و اين نشانههاى قدرت غير قابل شمار است ، بلكه اگر دريا براى
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 416
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤١٦