دانشمندان به خود مغرور
دانشمندانى كه تمام علوم شرعى و عقلى را كاملا فرا گرفته در آنها مهارت يافتهاند ، و بدانها سرگرمند و در عمل به عبادات و اجتناب از كارهاى ناروا سهلانگار و به دانش خود مغرورند كه مقامى در پيشگاه خدا دارند ! اگر به چشم بصيرت بنگرند ، خواهند دانست كه علم بر دو قسم است : علم به خدا و صفات حق تعالى و ديگرى علم به حلال و حرام و شناخت اخلاق ناپسند و پسنديده ، و كيفيت معالجه اخلاق ناپسند ، و هدف از اينها عمل است و اگر نيازى به عمل نبود ، هيچ فايدهاى نداشتند ، پس هر علمى كه هدف از آن عمل است ، بدون عمل هيچ فايدهاى ندارد ، مثل چنين كسى مثل آن مرد بيمارى است كه خود داراى مرضى است كه بايد معالجه كند و بىنياز از دارويى مخلوط از اجزاى فراوان نيست كه اين تركيب را جز پزشكان ماهر تشخيص نمىدهند ، پس مىكوشد تا پزشك ماهرى را پيدا كند ، اكنون پس از مسافرتى دراز به دكتر ماهرى دست يافته و آن دارو را به وى آموخته و تمام اجزا و اندازه و منابع تهيه كردنش را به او ياد داده و هم به او آموخته است كه چگونه هر جزئى را بسايد و مخلوط كند تا معجون درست شود ، حالا كه از او آموخته است و يك نسخه از دستور پزشك را با خط زيبايى نوشته و به خانهاش برگشته آن دستورات را تكرار مىكند و مىخواند و به بيماران مىآموزد ، و نه مىخورد و نه استعمال مىكند ، به دروغ مىگويد كه اين اعمال ، بيمارى او را معالجه مىكند ، هيهات ! اگر هزار نسخه از آن بنويسد ، و به