نكوهش حرص ، طمع و ستايش قناعت و قطع اميد از مال مردم
بدان كه تنگدستى ، ستايش شده است ، لكن سزاوار است كه شخص تنگدست قانع بوده ، و چشم طمع به مال مردم نداشته باشد ، و به آنچه آنها دارند بىتوجه باشد ، و از طرفى به كسب مال دنيا هم حريص نباشد ، و به هر حال ، اين اوصاف فراهم نمىآيد مگر اينكه انسان به مقدار ضرورت از خوردن ، آشاميدن ، و پوشيدن قناعت كند ، و بر مقدار اندك از اينها بسنده كند ، و به افزونطلبى و آرزوى زياد ، دل نبندد ، زيرا در آن صورت قناعت پيشه نبوده و ناگزير به طمع و ذلّت حرص آلوده مىشود و حرص و طمع سرانجام او را به اخلاق ناپسند و اعمال زشتى كه بر خلاف جوانمردى است مىكشاند . در حالى كه سرشت آدمى نيز بر حرص و طمع ، دورى از قناعت نهاده شده است .
پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : اگر فرزند آدم دو بيابان پر از طلا داشته باشد ، خواهان بيابان سوّمى است ، و باطن فرزند آدم را جز خاك چيزى پر نخواهد كرد ، در حالى كه به آنجا كه بايد باز گردد باز مىگردد ( 1 ) .
و آن بزرگوار مىفرمايد : دو گرسنهاند كه سير نمىشوند : جوينده علم و جوياى مال ( 2 ) .
و نيز آن گرامى فرمود : فرزند آدم هر چه پير مىشود ، دو خصلت او جوان مىشود : آرزو و علاقه به مال دنيا ( 3 ) . و چون اين طبيعت آدمى باعث گمراهى بوده و غريزهء كشندهاى است ، خدا و پيامبرش قناعت را ستودهاند .