مىخوانى نماز وداع بخوان ، و هرگز سخنى را مگو كه بعدها از آن معذرت خواهى كنى ، و از آنچه دست مردم است ، نوميد باش ( 10 ) ! مالك بن عوف اشجعى مىگويد : نزد رسول خدا ( ص ) نه ، يا هشت و يا هفت نفر بوديم ، فرمود : آيا شما نمىخواهيد با رسول خدا بيعت كنيد ؟ عرض كرديم : مگر ما تا كنون با شما بيعت نكردهايم ؟ دوباره فرمود : آيا شما با رسول خدا بيعت نمىكنيد ؟ ما دستهايمان را باز كرديم و با آن بزرگوار بيعت كرديم ، يكى از ما گفت : چه بيعت كنيم و روى چه چيز بيعت كنيم ؟ فرمود : خدا را عبادت كنيد و چيزى را شريك خدا نشماريد و پنچ وعده نماز گزاريد ، و گوش به فرمان بوده و مطيع باشيد و يك كلمه را آهسته فرمود : از مردم چيزى در خواست نكنيد ( 11 ) . اما آن سخن آهسته ، ولايت على بن ابى طالب به عنوان خلافت بعد از آن بزرگوار بوده است . جز اينكه راوى بنا به خواست خود ، اين مطلب را نگفته است .
يكى از بزرگان مىگويد : طمع ، خود فقر است ، اما چشم نداشتن به مال مردم بىنيازى است ، و براستى آن كه از مال مردم چشم پوشى كند از مردم بىنياز است .
به يكى از حكما گفتند : بىنيازى چيست ؟ گفت : آن كم طمعى ، و كمى آرزو و رضايت تو ، به مقدار كفايت است . و از اين رو است كه گفتهاند :
زندگى چند ساعتى است كه مىگذرد ، و گرفتاريهاى روزگار است كه تكرار مىشود ( 12 ) . يكى از بزرگان نان خشك را با آب تر مىكرد و مىخورد و مىگفت : هر كس بر اين قانع باشد به كسى نيازمند نباشد .
ابن مسعود گويد : هيچ روزى نيست كه فرشتهاى ندا نكند : اى فرزند آدم ، اندكى كه تو را بس باشد بهتر است از زيادى كه باعث سركشى تو شود .
ديگرى گويد : شكمت يك وجب در يك وجب است ، تو را وارد آتش دوزخ نكند .
روايت شده است كه خداى متعال فرمود : اى فرزند آدم ! اگر تمام دنيا از
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٣٠٧