والامرتبه ، بزرگ منزلت ، بنگر ، چون وضع دنيا را با نظر تيز بين خود دانسته است ، چگونه با بىاعتنايى آن را به دور انداخته ، در حالى كه از همه كس بيشتر دسترسى داشت ، به گفتهء خود آن بزرگوار :
« به خدا قسم اگر بخواهم ، از انواع پارچههاى حرير شما ، از حرير سفيد مىپوشم ، و از مغز گندم ، سينهء مرغان تغذيه مىكنم و در لطيفترين شيشه و بلور ، آب زلال مىآشامم ( 8 ) . » وقتى كه مصعب بن عمير خدمت رسول خدا آمد ، پوست دباغى نشدهاى بر تن داشت ، فرمود : به اين مرد نگاه كنيد ، كه خداوند دلش را نورانى ساخته است ، من او را ديده بودم كه پدر و مادرش ، بهترين غذا و نرمترين لباس را در اختيار او قرار مىدادند ، اما عشق خدا و پيامبر ( ص ) او را به اين حال انداخته است ( 9 ) . اويس قرنى را به سبب زيادى عبادت و سختگيرى بر خويشتن در خوراك ، كسانش ديوانه مىپنداشتند براى او خانهاى در بيرون منزلهاى خود ساختند ، يكى دو سال مىگذشت چهرهء او را نمىديدند ، اول اذان از منزلش بيرون شده و آخر شب بر مىگشت ، تا آنجا كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : من رايحهء ملكوتى را از طرف يمن استشمام مىكنم ( 10 ) ، مقصودش آن بزرگوار بود ؛ بنا بر اين زياده از مقدار نياز اين دنيا انسان را به خود مشغول مىكند ، و اندك از آن به قدر نياز ، كفايت مىكند و به خير آخرت و نعمتهاى آن مىانجامد .
مثل بنده در فراموش كردن از خود و هدف خويش ، همانند آن زائر خانه خداست كه در منزلهاى سر راه بايستد و به شترش علف دهد ، آن را تيمار و نوازش كند و به آن جلهاى رنگ برنگ بپوشاند ، و انواع علوفه را براى او فراهم كند و آب سرد به او بنوشاند ، و سرگرم اين كارها شود تا قافله را گم كند ، و غافل از حج ، و رفتن قافله و ماندن در بيابان ، تا اينكه بميرد و درندگان او و شترش را پاره پاره كنند ، امّا زائرى كه هوشيار است ، كار شتر را جز مقدارى كه آن حيوان را قادر بر راه رفتن سازد ، اهميّت نمىدهد و در همان حال كه شتر را تيمار مىكند دلش متوجه كعبه و
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٢٩١