مثال ديگر در اين كه ظاهر و باطنش يكى نيست :
بدان كه دنيا آراسته ظاهر ، زشت باطن است ، و به پير زالى زينت كرده مىماند ، كه ظاهرش مردم را مىفريبد ، امّا وقتى كه از باطنش آگاه شوند ، و پوشش از صورتش بردارند ، زشتيها بر آنها آشكار مىشود و از پيروى آن [ يا از خريدارى آن ] پشيمان ، و از كم عقلى خود و فريب ظاهر آن را خوردن ، شرمنده شوند .
ابن عبّاس ، گويد : روز قيامت دنيا را به صورت پير زالى با موهاى سر سفيد و سياه ، كبود رنگ ، دندانهاى نيشش افتاده ، و بد قيافه ، در جلو چشم خلايق نگهدارند ، بگويند : اين را مىشناسيد ؟ مردم بگويند : پناه مىبريم به خدا از شناختن اين پير زال ، آنگاه بگويند : اين همان دنيايى است كه شما بر سر آن مشاجره داشتيد ، و قطع رحم مىكرديد ، و نسبت به هم حسد مىورزيديد ، و با هم در ستيز بوديد ، و فريب آن را مىخورديد ، و پس از آن ، او را در جهنّم اندازند و بگويد : بار خدايا كجا هستند پيروان و كسان من ، خطاب برسد : پيروان و اهل دنيا را نيز به او ملحق سازيد .
يكى از بزرگان مىگويد : اطّلاع يافتم كه روح مردى به معراج رفت ، ناگاه زنى سر راهش را گرفت كه به هر نوع زر و زيور و جامه آراسته بود ، و هيچ كس بر او نگذشته بود ، مگر اينكه صدمه زده بود ، وقتى كه كسى از پشت آن را مىديد ، بهترين چيزى بود كه مىديد ، امّا وقتى كه از رو مىديد ، زشتترين چيزى بود كه مىديد ، پيرزنى با موى سفيد و سياه ، آن مرد گفت : به او گفتم : از تو به خدا پناه مىبرم . گفت : نه به خدا ، خداوند تو را پناه نمىدهد ، تا اينكه دشمن پول باشى ! گفتم : تو كيستى ؟ جواب داد : من دنيا هستم .
مثال ديگرى در مورد دنيا و عيبهاى انسان در ارتباط با دنيا :
بدان كه دنيا سه حالت دارد : حالتى كه هيچ چيز در آن نبوده كه همان حالت پيش از وجود انسان تا آغاز دنياست ، و حالتى كه تو شاهد آن نيستى و آن
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٢٧٥