تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
در اين صورت تو عمر را ضايع كرده و رفيقت را نيز وادار به تضييع عمر كرده‌اى ، زيرا تو - به فرض - از عبادت او مىپرسى و مىگويى : آيا تو روزه دارى ؟ اگر او بگويد : آرى ، عبادت خود را اظهار كرده و داخل در ريا شده ، و اگر داخل ريا هم نشده باشد ، از ديوان سرّ و عبادت پنهانى كه به درجاتى از عبادت علنى ثوابش بيشتر است تنزّل كرده است ، و اگر بگويد : نه ، دروغگو خواهد بود ، و اگر هيچ چيز نگويد به تو اهانت كرده و باعث رنجش تو شده است ، و اگر بخواهد در جواب دادن طفره برود ، نياز به تلاش و زحمت زيادى دارد . در هر صورت تو سؤالى را به او عرضه كرده‌اى كه يا باعث رياكارى و يا دروغگويى و يا توهين به ديگرى و يا زحمت در چاره انديشى براى طفره رفتن در پاسخ است ، و همچنين سؤال از ساير عبادات و پرسش از گناهان و از هر چيزى كه طرف ، پنهان مىدارد و از اظهارش شرم مىكند ، و پرسش راجع به مطلبى كه از ديگران نقل مىكند ، و مىگويد : « شما چه مىفرماييد » ، « موضع شما چيست » از آن جمله است . نقل مىكنند : مردى را با لباس پشمينه ديدند ، پرسيدند : اين لباس را براى چه پوشيده‌اى ؟ جواب نداد . گفتند : چرا جواب ندادى ؟ گفت : اگر مىگفتم : به دليل پارسايى ، خودستايى كرده بودم ، و نيز ترسيدم اگر بگويم : به دليل تنگدستى ، خدا را نكوهيده باشم ! نقل كرده‌اند كه لقمان ( ع ) ، بر حضرت داود ( ع ) ، وارد شد ، ديد ، زره مىبافد ، و قبلا زره‌بافى را نديده بود از ديدن آن تعجّب كرد ، خواست از حضرت داود ، چيزى بپرسد ، حكمت ، مانع شد ، و خوددارى كرد ، و چيزى نپرسيد . وقتى كه كار تمام شد ، داود ( ع ) از جا برخاست ، و زره را بر تن كرد ، و بعد گفت : خوب زرهى براى نبرد است . اينجا بود كه لقمان گفت : خاموشى حكمت است ، و اندكند خاموشان ! يعنى آگاهى از راه غير پرسش به دست آمد و از پرسيدن بىنياز شدم . بعضى گفته‌اند : يك سال با ترديد سپرى كرد و مىخواست از آن آگاه شود ، و نپرسيد ، و از اين كه اين سؤال مربوط به او نيست ، از پرسيدن خوددارى