يك بيان موجز ، امام عليه السّلام به اجتناب از آميزش در شرايط قاعدگى توصيه مىفرمايد ] .
مدّعيان دروغين بهداشت و سلامت
و لا تقول طالما فعلت كذا و أكلت كذا فلم يؤذني ، و شربت كذا و لم يضرّني ، و فعلت كذا و لم أر مكروها ، و انّما هذا القليل من النّاس كالبهيمة لا يعرف ما يضرّه ، و لا ما ينفعه .
[ هرگز اين سخن را بر زبان جارى نساز ] و مگو كه من چنين كردهام و چنان خوردهام ، ايمن ماندهام و چنين نوشيدهام ، زيانى نديدهام و فلان كار را انجام دادهام و هيچ مشكل و ناراحتى و ناپسندى را نيافتهام . اين گروه اندك و افراد انگشتشمار ، به سان چهارپايان نادان و كوتهفكر و سطحىنگرند كه هنوز نمىتوانند به زيان و سود خويش بينديشند و قادر به بازشناسى ( نيك و بد و زشت و زيباى امور ) نمىباشند .
و لو اصيب اللّصّ أوّل ما يسرق فعوقب لم يعد ، و لكانت عقوبته أسهل ، و لكن يرزق الإمهال و العافية ، فيعاود ثمّ يعاود ، حتّى يؤخذ على أعظم السّرقات ، فيقطع ، و يعظم التّنكيل به ، و ما أوردته عاقبة طمعه .
[ بيمارىها آفات جان و تن انساناند و به دزد مىمانند ] ، دزد اگر يكبار به خانه دستبرد زند و بنگرد صاحبخانه [ واكنش شديد نشان داد و ] به تعقيب و تنبيه او اقدام نمود ، بار ديگر دستبردى نخواهد زد و كيفر و مجازات او [ در نخستين وهله ] سهلتر صورت مىگيرد ، لكن اگر عرصه را باز گذاشت و فرصت را از كف نهاد و با خيال آسوده نشست و كارى انجام نداد و به او مهلت و امان داد ، بار ديگر نيز دستبردى گرانتر خواهد زد و سرانجام به حمله و سرقتى بزرگتر دست مىيازد و باز هم سرقت را تكرار نمايد .
[ بيمارى را پيش از حدوث آن بايد درهم شكست و از قلّت و خفّت آن نبايد فريب خورد و غفلت كرد ] تا آنجا كه بايد او را دستگير كرد و دستش را قطع نمود و كيفرى سخت رساند و نتيجهء حرص و طمعش را به او چشاند . [ دزد خطرناك را در نخستين بار كه دست خيانت پيش مىآورد ، آنچنان ادب كنيد كه براى بار ديگر طمع دستبرد نداشته باشد و حتى چنين انديشهاى را نيز بر خود حرام شمارد ] .
و الامور كلّها بيد اللّه عزّ و جلّ أن يكون له ولد ، و إليه المآب . و نرجو منه حسن الثّواب ، انّه غفور توّاب ، عليه توكّلنا و عليه فليتوكّل المؤمنون . و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم .