عروق و اعصاب مربوطه است ] .
و لا تجامع امرأة حتّى تلاعبها ، 141 و تغمز ثدييها ، فانّك ان فعلت ، اجتمع ماؤها ( و ماؤك فكان منها الحمل ) 142 و اشتهت منك مثل الّذي تشتهيه منها ، ( و ظهر ذلك فى عينيها ) .
[ براى آميزش و جماع ، مقررات و مقدماتى لازم است و بايد اين مقدمات و آداب پيش از آغاز آميزش انجام شود . ] تا با همسر خود بازى و شوخى نكردهاى ( هرگز ) آميزش مكن ! ابتدا با وى بازى كن ! پستانهايش را به آرامى بمال و ميل جنسى او را تحريك كن ؛ زيرا اگر چنين كنى ، در آن هنگام [ به تحريكات جنسى پاسخ داده و بر سر ذوق و اشتياق آمده ] آبش جمع شده ، [ هورمونهاى جنسى او ترشح مىشود و آثار ميل جنسى در چشم و چهرهاش جلوه مىكند ] ( و همزمان ، آب نطفهء تو نيز كه منشأ حمل و بارورى است ، متمركز مىشود ) ، سپس به جماع بپرداز . در اين هنگام ، همسرت همچون تو از آميزش ، لذت خواهد برد و آنچنانكه احساس لذت ، تو را برخوردار مىسازد ، او را نيز بهرهمند خواهد ساخت ( و اين احساس لذت و رضايت در چشمهاى او هويدا مىگردد ) . [ طبيعت زن به گونهاى است كه ديرتر از مرد به اوج لذت ( ارگاسم جنسى ) مىرسد . از همين روست كه امام عليه السّلام مىفرمايد : ابتداى آميزش را صرف شوخى و مداعبه و ملاعبه كن تا زن آمادگى جسمى و روانى پيدا نموده ، هورمونهاى جنسى ، در اندام تناسلى او تمركز يابد و با شور و حرارت جنسى بيشترى تمايل به ايفاى آن نمايد . نشانههاى آمادگى جنسى زن ، عبارتاند از : سرخى گونهها و چشمها و ريزش اشك از گوشهء چشم و تغييرات در نگاه او ، نفس و ضربان قلب شديد مىگردد ، ترشحات لزج مهبل ، نشانهء آمادگى جنسى زن است . آميزش بدون آمادگى زن ، ميل غريزى زن را اشباع نمىكند و لذت را ناتمام مىگذارد و در پى اين تسامح ، حلاوت زناشويى از بين رفته ، علاوه بر اين ، جنينى كه از تخم غير آماده در رحم فراهم آيد ، در رشد و تربيت ، نامستعد شده ، كودك كاملى نخواهد بود . از نظر روانشناسى ، جذب و انجذاب مرد و زن و ميل و اشتياق جنسى ميان زن و مرد ، شور و عشق فرزندى را رقم مىزند كه در امور ساختارى او ايجاد تحرك و جنبش مىكند . در حقيقت اين پديده ، محصول ارادهء پروردگارى است كه به نحوى در هستى جلوهگرى مىنمايد و در چارچوب ميل غريزى و تمايل جنسى شكل مىگيرد . درصورتىكه ميل يكى از دو سوى اين معادله ( زن يا مرد ) نقصان پذيرد ، فرزند
الرسالة الذهبية ( نامه زرين سلامت ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: المنسوب لإمام الرضا ( ع )
ص٩٥