تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
دستور اجرا شد . آنگاه امام عليه السلام ، كاتب خود - عبيد اللَّه بن ابى رافع - را طلبيد و فرمود : قلم و دوات را بياور . و خود بر مسند قضاوت قرار گرفت و مردم اطراف آن حضرت جمع شدند . حضرت فرمود : هر گاه من تكبير گفتم ، شما نيز بگوييد . سپس به مردم فرمود : راه را باز كنيد . آنگاه يك نفر از همسفران را صدا كرد و چشمانش را باز كرد . سپس به كاتب فرمود : هر چه اقرار مىكند ، بنويس . امام عليه السلام رو به مرد كرد و فرمود : چه روزى با پدر اين جوان از منزل خارج شديد ؟ چه ماهى بود ؟ چه ساعتى بود ؟ در كجا پدر اين جوان بيمار شد ؟ چه بيمارى داشت ؟ چند روز بيماريش طول كشيد ؟ چه روزى درگذشت ؟ چه كسى او را غسل داد ؟ و . . . مرد همه سؤالها را پاسخ داد . پس حضرت عليه السلام تكبير گفت . و مردم حاضر در مسجد ، همگى تكبير گفتند . از صداى تكبير ، همسفران ديگر به شك افتادند كه مرد اوّل همه چيز را آشكار كرده است . آنگاه حضرت فرمود : چشمانش را ببنديد و به سر جاى اولش ببريد . و مرد دوم را بياوريد ، پس چشمان مرد دوم را باز