تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ولى من مىدانم پدرم اموال زيادى را همراه خود به سفر برد . حضرت فرمود : مجدّدا همه را نزد شريح ببريد . همه را نزد شريح بردند . حضرت فرمود : چگونه ميان اينان حكم كردى ؟ شريح همه ماجرا را بيان كرد و گفت : اين جوان شاهدى بر ادعايش ( مال و ثروت پدر ) نداشت . و همسفران نيز همگى قسم ياد كردند كه او مالى از خود باقى نگذاشته است . حضرت فرمود : هيهات ! در چنين مسأله‌اى ، اين گونه حكم مىكنى ؟ شريح گفت : يا امير المؤمنين ! چگونه بايد حكم كنم . امير المؤمنين عليه السلام فرمود : اى شريح ، به خدا سوگند ! در ميان آنان به گونه‌اى حكم كنم كه هيچ كس قبل از من اين گونه حكم نكرده است ، مگر داود پيامبر عليه السلام . آنگاه فرمود : اى قنبر ! مأمورين مخصوص را خبر كن و هر يك از همسفران را به يكى از آنان بسپار . . . . قنبر چنين كرد . حضرت ( به تمامى آنها ) فرمود : آيا فكر مىكنيد من نمىدانم با پدر اين جوان چه كرده‌ايد ؟ سپس فرمود ، آنها را از يك ديگر جدا كنند و چشمانشان را ببندند ، و هر يك را به ستونى از ستونهاى مسجد ببندند .