كردند . و در مقابل امام عليه السلام نشاندند .
امام عليه السلام فرمود : تو فكر مىكنى كه من حقيقت را نمىدانم ؟
مرد دوم گفت : يا امير المؤمنين ! من فقط يكى از اين جماعت بودم و دوست نداشتم او را بكشند . آنگاه به تمام ماجرا ، اقرار كرد .
تا اينكه همه همسفران نيز يكى يكى اقرار كردند به همان صورتى كه مرد دوم اقرار به گناه كرد .
سپس حضرت فرمود تا اموال آن مرد را پس بدهند و خونبهاى مقتول نيز از آنان گرفته شد .
پس از اين قضيه ، امير المؤمنين عليه السلام ، در مورد نوع قضاوت حضرت داود عليه السلام ، مطالبى مفصّل به شريح فرمود . « 1 » و « 2 »
هامش
( 1 ) تفصيل اين مطلب ، در متن حديث آمده است .
( 2 ) حديث 3255 ، ج 3 ، ص 24 - 27 .