تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 17

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٧
وزير موصل با فقيهان در مسائل فقه گفتگو كرد و قصيده‌اى در وصف وزير گفت . « 1 » در ماه صفر سال 543 در خدمت پدر از بغداد آهنگ اصفهان كرد و مجددا به بغداد بازگشت . « 2 » عماد تا سال 552 در نظاميه بحث و تكرار داشت و درين سال وزير خليفه ابن هبيره كه به مقام علمى و عملى وى آگاه شده بود او را به نيابت از طرف خود به شهر واسط فرستاد . عماد خود گويد : از مدرسه به كار ديوانم آورد . از اشتغال به دانش مرا بازداشت . و به خيال خود با كارى كه به من داد مرا از بيكارى نجات بخشيد . « 3 » عماد تا سال ( 560 ) كه ابن هبيره مرد در حكومت واسط گذراند و درين سال به فرمان المستنجد خليفه عباسى چون ديگر نائبان و اطرافيان وزير به محبس افتاد . عماد قصيده‌اى از زندان براى عضد الدين بن رئيس الرؤسا كه خوانسالار خليفه بود بساخت و بپايمردى وى از زندان آزاد گرديد . عماد ايامى را در بغداد به بيكارى سر كرد و در شعبان سال 562 به دمشق رفت ملك عادل بن نور الدين حاكم دمشق تدريس مدرسه‌اى كه ساخته بود و پس از مدتى به مدرسه عماديه مشهور شد به عماد واگذار كرد . ملك عادل در سال 569 از دنيا برفت و برادرش ملك صالح كه كودكى ده ساله بود جانشين وى شد . بدخواهان و مخالفان عماد بر ملك صالح مسلط بودند و ازين رو عماد از دربار او دور شد و به شهر موصل رفت . چون صلاح الدين ايوبى از مصر عزم شام كرد عماد از موصل خارج شد و در شهر حمص ( جمادى الاخره سال 570 ) صلاح الدين را ملاقات كرد . دار - الانشاء و صلاح الدين در عهده عماد آمد و وى به فارسى و عربى نامه‌ها را مىنوشت . صلاح الدين در سال 579 وفات يافت عماد هم به گوشه انزوا رفت و بقيه عمر را در تأليف و تصنيف گذراند . عماد در اول ماه رمضان سال 597 از دنيا رخت بربست و در مقابر صوفيه دمشق مدفون شد . « 4 »
هامش
( 1 ) - مصدر سابق ص 253 ( 2 ) - مصدر سابق ص 288 ( 3 ) - مصدر سابق ص 306 ( 4 ) - اپر خلكان ج 2 ص 190
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 17 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى