صاحب قلم بر اين مبنا شديدا پاى فشرده ومىگويد : « تنها ملاك ، رؤيت است وجايز نيست به تقويمها رجوع وطبق آنها عمل شود ؛ زيرا فقها ، عموما « جدول » را معتبر ندانستهاند وبراي آن مصاديق عديدهاى بر شمردهاند ومصداق بارز آن همان تقويمها است » .
ليكن گفتنى است كه نويسنده به اصطلاح « جدول » پى نبرده ؛ از اين رو ، مصداق بارز آن را « تقويمها » ذكر نموده است توضيح اين كه : أساسا « جداول » كه در عرف منجّمان وفقيهان اعتبار ندارند همان جدولهايىاند كه بر پايه محاسبه به « امر وسط » تنظيم گشتهاند ومنجّمان همه به اين نكته تصريح دارند ؛ لذا « امر وسط » كه مبناى جداول است به « تعديلات » نياز دارد واستخراج تعديلات كار دوم منجّم از جداول است ؛ يعنى جداول تنها به عنوان مبنا وپايه محاسبات به كار مىروند ولى تقاويم عبارتند از محاسباتى كه نخست از جداول گرفته شده وسپس « تعديلات » نيز در آنها محاسبه مىشوند . بنابراين ، اگر كسى به اصطلاحات نجوم كمترين آشنايى داشته باشد تقويمها را مصداق بارز جدول نمىشمرد .
بارى ، صاحب رساله سپس سخن را متوجه يك نكته اساسى كرده مىگويد : مرزها وحدود كشورها نمىتوانند ملاك اتّحاد ويا اختلاف آفاق به حساب آيند واحكام شرع بر آنها مترتب نيستند . آنگاه اشارهاى به سالهاى كبيسه وغير كبيسه قمري كرده وبرخى روايات را كه گمان مىرود در مورد كبيسه وارد شدهاند بررسى وآنها را رد كرده است .
وى سرانجام به أصل مبنا برگشته مىگويد : « هلال در هر جا رؤيت شد وبه ثبوت رسيد براي ساير نقاط گيتى حجت است » . تاريخ اتمام رساله سال 1362 ش است .
( على زماني قمشهاى )
52 . ثبوت الهلال طبقا لقول الفلكي *
حجة الاسلام سيّد محمّد حسينى ( معاصر ) مؤلّف اين رساله را در ثبوت هلال به قول هيوى به سال 1420 در دمشق تأليف كرده
و
هامش
( 1 ) * بيروت ، دار الملاك ، ج دوم ، 1425 ه / 2004 م ، 176 ص ، رقعى .