را با علامت ( + ) وتا 180 درجه غربى را با علامت ( - ) علامتگذارى كردند . نيز از خط استوا تا نقطه شمال را به نود درجه شمالي با علامت ( + ) واز خط استوا تا نود درجه جنوبي را با علامت ( - ) براي عرضهاى كره زمين مقرّر داشتند . آنگاه مقدار مسافت درجات را در طول وعرض به نگارش آورده است .
نگارنده رساله سپس به حركات مختلف زمين اشاره كرده ومناطق زمين را از قبيل استوايى ، معتدله ، قطبى دانسته است .
ايشان همچنين به ماه قمري وقمر زمين پرداخته است ، بدين گونه كه قمر زمين در گردش سالانهاش به دور خورشيد نيز مىگردد وآنگاه كه بين خورشيد وزمين قرار گيرد در تابش خورشيد ناپديد مىشود كه به اين حالت به زعم نويسنده اجتماع يا احتراق مىگويند .
گفتنى است دانشمندان فلكشناس ، اصطلاح احتراق را در اينجا به كار نمىگيرند ؛ زيرا آن را مخصوص اجتماع سيارات وخورشيد مىدانند ، امّا اجتماع ماه وخورشيد را اقتران ، اجتماع ويا محاق مىنامند . نويسنده آنگاه حركت قمر را به دوره نجومى وهلالي تقسيم كرده وفرضهاى آن را متذكّر شده وديدگاههايى دربارهء تحت الشعاع گرفتن ماه از هجده تا دوازده درجه يا طي يك برج ذكر وراجع به فرق آن احتمال وقوع رؤيت با چشم مسلح وغير مسلح را به قلم آورده است .
البتة أهل فن مىدانند كه در اينجا اختلاف دانشمندان از ديرباز وجود داشته است ، يعنى با قطع نظر از چشمهاى مسلّح كه در اين دوران ، وبه ويژه بعد از پيدايش تلسكوپ ومانند آن ، بحث برانگيز شدهاند .
نويسنده در خصوص اختلاف فتوا به دليل شرط اتّحاد أفق مىگويد : اگر دو شهر در يك شب مشترك باشند ، رؤيت هلال براي هر دو ثابت مىشود . برخى ديگر از فقيهان مىگويند :
اگر يك شهر ديده شود بر ديگر شهرها حجت نيست ، چه دور باشند ، چه نزديك .
البتة نويسنده ملاك ومعيار مشخصى بر اتّحاد واختلاف آفاق به دست نمىدهد ؛ ولى شهرهاى شرقي وغربى را بررسى مىكند ، سرانجام مىنويسد : « اتّحاد أفق » را زمان غروب آفتاب تعيين مىكند وأفق همراه تغيير فصول وبا توجه به عرض جغرافيايى ، يعنى مدارى كه نقطه مورد نظر به روى آن قرار دارد ، تغيير مىنمايد . آنگاه پس از ذكر چند مثال ، مىنويسد : شهرهايى كه در يك طول قرار گرفته ودر غروب آفتاب همزمان مىشوند در
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3549
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٥٤٩